‏نمایش پست‌ها با برچسب قبیلۀ حیله. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب قبیلۀ حیله. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱ دی ۲۵, دوشنبه

بازخوانی بخشی از تفتیش های استادایلیا ؛ در نامه ای به رهبری


متن ذیل نامه ای است که در سال 1388 و طی دومین دوره بازداشت و حبس ایلیا میم (پیمان فتاحی) توسط یکی از شاگردان وی به رهبر جمهوری اسلامی ارسال شد. در این نامه شرحی از تفتیشها و شکنجه های ایلیا در طی دوران حبس در انفرادی بند 209 اوین آمده است. گفتنی است که بازخوانی بخش اول این وقایع قبلاً بصورت نامه ویدیویی به انتشار عمومی رسیده است.

***
بسم الله الرحمن الرحیم
حضور محترم آيت الله خامنه اي رهبر انقلاب
سلام
پریس کی نژاد- عضو مرکزی جمعیت ال یاسین
اينجانب پریس کی نژاد از شاگردان استاد الیاس رام الله (ایلیا- فتاح) هستم. امروز و در این نوشته میخواهم زبان کسی باشم که صدای او ظاهرا در دخمه های خوف انگیز بخش عقیدتی و امنیتی زندان اوین خفه شده است و شکنجه گرانش گمان میکنند از پس آن دیوارهای قطور هیچ صدایی قابل شنیدن نیست... و امروز مسئولیت رساندن این صدا به بیرون بر عهده من گذاشته شده است. دریافت و کشف صحت گفته ها و مطالبی که در این نامه می آید برای شما بسیار ساده است اگر امینی را بر آن بگمارید
سي و يكم خرداد ماه هشتاد و هشت
                                                       دکتر پریس کی نژاد (عضو مرکزی جمعیت ال یاسین(


ایلیا میم (پیمان فتاحی)
رهبر جمعیت الاهیون ایران (ال یاسین(
گفتند و تاکید کردند که به دستور حاکمیت اسلامی و به عنوان کلیدی در دست ولی امر مسلمین باید فیلمی ضبط کنی که بعدها روشن شد به بدترین شکل ممکن مونتاژ و جعل شده و بدترین و دروغ ترین استفاده ها از آن شده است. مطالب آن فیلم همانهایی بود که از سالها قبل در سخنرانی ها و کتابها و بیانیه ها آمده بود اما آنها با پلیدی و حقه بازی تمام آن را قطعه قطعه کردند و بدترین و دروغ ترین مونتاژها را از آن تهیه کردند ... و بعد خبر از فیلم وبولتنی محرمانه دادند که مونتاژ كرده بودند و گفتند اگر خودت هم ببینی خود را انکار میکنی... مدتها دچار خونریزی های شدید بودم [بالا آوردن خون، خونریزی از گوش و بینی و ادرار خونی بر اثر فشارهای خرد کننده شکنجه ها] و نهایتا پس از شش ماه زندان انفرادی گفتند آزادی و هیچ جرم خاصی به جز جمعیت [الاهیون- ال ياسين] مطرح نشد. گفتند کاری می کنیم که روزی هزار بار آرزوی مرگ کنی. در شش ماه اول شکنجه ها روزی هزار بار مرگ را به چشم دیدم اما آرزویش نکردم. می گفتند ما شکنجه گر نیستیم و فقط در موارد استثنایی اینطور خشن برخورد می کنیم. در بارۀ تو دستور از بالا داریم. در پایان دورۀ اول انفرادی تعهداتی خواستند. گفتند با مردم قطع رابطه کنم. هیچ چیزی ننویسم. اندیشه ها و یافته هایم را با هیچ کس مطرح نکنم. همه جا بگویم پشیمانم، انحراف داشته ایم، خطا کرده ایم. مردم و شاگردانم را به هر شکل که می توانم از خودم فراری بدهم. تند تند حرف بزنم نه آرام (باورتان می شود؟) موهایم را از ته بزنم! مردم را به هیچ چیزی دعوت نکنم. کتابی در ردّ و تقبیح خودم بنویسم و صفحه به صفحۀ آن را آنها باید از ماهها قبل ببینند... و اگر در بارۀ شکنجه ها و بازجویی ها بگویم قبر شاگردان و خانواده ام را با دست خودم کنده ام.
...
بعد ازگذشت چند ماه دوباره مرا به زندان آورده اند و [اکثر روزها و شبها] شکنجه می‌کنند. شاگردانم و همسر و نزدیکانم را برای اعمال فشار دستگیر کرده‌اند. در بدترین شرایط ممکن... نگهداری می شوم... تا امروز بیش از یازده ماه است که در سلول انفرادی و در شرایطی ویژه [سلول مرگ] محبوس هستم... تا امروز بيش از بيست و پنج جلسه رسمی شكنجه شده ام، بارها خفه ام كردند، همه پشت و كف پاهايم تاول است ... البته قسمتهايي از پوست بدن و مقدار زيادي از لباسهاي خوني را در جلسۀ دادگاه به قضات دادم. تقريباً در هر جلسه شكنجه خونريزي و بالا آوردن خون به حدي بوده كه مجبور شده اند موقتاً شكنجه را متوقف كنند... سلولی که در آن هستم در طبقۀ زیرین 209، آنقدر کم هوا و پر از دود است که معروف است به اتاق گاز و نگهبانان می گویند هر کس به این سلول می آید یا خیلی زود خودکشی می کند یا بخاطر لجاجت و حماقتش! اعدام می شود. اما باور کنید تحریف ها و دروغ هایی که اینها به نام خدا می گویند بسیار دردناک تر از خفگی های مکرر و شکستن استخوانهایم بوده. اینها فرزندان جهش یافتۀ شمر و یزید و معاویه اند. قبلاً از مردم و جهان آزاد شنیده بودم اما ماههاست که شبانه روز آن را تجربه می کنم. اینها فرزندان چنگیز و هیتلر و خونخواران تاریخ اند اما درد آنجاست که به نام فرزندان اسلام و قرآن معروف شده اند... نمی دانم آیا شیطان می تواند مانند اینها دروغ بگوید، تحریف و سیاه نمایی کند، حقه بازی و فریبکاری کند یا اینکه این مسلمانان دروغین می توانند شیطان را هم تعلیم دهند ... باز هم موضوع دادن چک سفید به نظام اسلامي را مطرح می کنند تا خیالشان راحت شود که من بر ضد اسلام، حکومت اسلامی و مهم تر اینکه بر ضد خود آنها کاری نمی کنم و حرفی نمی زنم و بعدها محاربه نمی کنم ... این بار هم با حکم حکومتی شما و حکم آقای شاهرودی [ریاست وقت قوۀ قضائیه] آمده اند و می گویند که باید دیکته شکنجه گران را تکرار کنم و جواب سئوالات را جلوی دوربین بدهم آنهم به شکلی که جوابها تامین کننده نظر حکومت اسلامي و حاکمیت اسلامی باشد. می گویند نظام اسلامی اراده کرده تو را نابود و بی حیثیت کند. نظام از اعدام تو منصرف شده. ما می خواهیم تو را اعدام اجتماعی کنیم... برو بی نام و نشان در یک روستای دور افتاده زندگی کن تا ضرری متوجه ات نشود... باید به حکم قانون همکاری کنی. تو برای نظام خطرناکی و باید در افکار عمومی تخریب شوی. بیا همه چیز را انکارکن ما هم پروندۀ تو و همه را می بندیم. ما ابزارهای زیادی داریم. صدها قلم به دست. رسانه های زیادی با ما کار می کنند. تلویزیون و رادیو در اختیار ماست. به راحتی با چند فیلم و سریال و برنامه تخريب‌ات می کنیم. موضوع برای مقامات آنقدر حاد شده که نظر نظام این است فیلم‌ها یا سریال هایی ساخته شود تا اسم و فکر تو نابود شود...
[
من به نقل از ایشان ادامه می دهم] تا امروز مجموعاً بیش از 320 روز برای ضبط چند فیلم و چند صدا و نوشتن مطالبی که آنها می خواهند و البته می گویند حاکمیت اسلامی و حکومت اسلامی می خواهد و نوشته های رسمی نشان می دهند شکنجه شده ام. با وجود شاهدان متعدد در دادگاه، قضات می گویند شکنجه ها جزء موارد استثنایی اما قانونی است اما جالب اینکه درخواست های پر خط و نشان شکنجه گران این است که جایی به شکنجه ها اشاره نکنم که این حکم محاربه !! می گیرد. البته دوستان دیگری هم که شکنجه شدند یا کسانی که بر شکنجه ها شهادت دادند به شدت مرعوب و محکوم شدند... برای اعترافات دروغین و توبه که معلوم نیست از چه چیزی باید توبه کنم. مسئولین عالی بارها قسم خورده اند که اگر فیلم ضبط نکنم شاگردان و خانواده‌ام در بیرون کشته می‌شوند... 25 جلسه شكنجه فيزیکی و روانی باعث نشد دیکته آنها را تکرار کنم اما به واسطه حکم حکومتی و قانون نظام اسلامی انجام دادم ولي باز هم حاضر نشدم ديكته هاي دروغ را روخواني كنم... می گویند اعلام کن که سخنگویان جمعیت در کشورهای دیگر دروغ می گویند. بگو نامه ها و مطالبی که به نقل از تو منتشر می شود دروغ است... علاوه بر فیلم و صدا باید با کیهان و روزنامۀ جمهوری اسلامی مشتاقانه مصاحبه کنم و همۀ این مطالب را بگویم و بگویم BBC ، VOA ، رادیو فردا، رادیو آلمان، وزارت امور خارجه آمریکا، سازمان عفو بین الملل و نهادها و رسانه های بین المللی سخنگویان جمعیت را در خارج زیر فشار گذاشته اند و به آنها پول داده اند و به همین دلیل آنها در دفاع از ما و بر ضد نظام حرف می زنند.
اما مجبور شدم درخواست كمتر آنها را عملي كنم و سعي كردم به اصرار چند ماهه آنها كه توام با دهها جلسه شكنجه بود مبني بر ايجاد ترديد و ابهام درباره خودم و درباره تعاليم و كارهايم طوري با مردم حرف بزنم [بعد از شش ماه انفرادی اول] که آنها را از خودم دفع كنم.
...
در فیلم هم چیزهایی گفتم که بیش از 20 سال در آموزش ها و سخنرانی هایم گفته ام اما بعد دیدم با حقه بازی تمام آن را تحریف و مونتاژ کرده اند... می گویند خودت بیا به تلویزیون و خودت را از ذهن جامعه پاک کن و همه چیز را انکار کن یا اینکه همان فیلم هایت را چنان مونتاژ می کنیم که صد بار بدتر از مصاحبۀ تلویزیونی شود.
برای یازدهمین مرتبه، اين بار با حضور نمایندگان شما نوشتم، گفتم و ضبط شد که چرا دو سال شکنجه شده ام اعتراف دروغین کنم و واقعیات را انکار کنم اما حتی یک دروغ، یک تحریف، یک بدعت و یک خلاف قانون و شرع نشانم نمی دهند و می گویند خودت باید اعتراف کنی. به بازجویان گفته ام اگر یک جرم نشان دهید همه را میپذیرم. بعد از صدها روز شکنجه مرگبار باز هم ادعا کرده ام که هر چه گفته ام راست و درست بوده، قول ها و کلامم همیشه انجام شده، هرگز دروغ نگفته ام و نیز هر تعلیمی که داده ام موافق کلام خدا بوده... و البته علاوه بر خودم، کارهایم، زندگی ام و هزاران محصولم، هزاران شاهد زنده بر این امر شهادت می دهند. در 20 سال گذشته این چیزها را نگفته ام اما 660 روز است که همین ها را می گویم ولی جواب فقط شکنجه و قصابی و فحاشی است... نماینده شما آمد ساعتها حرف زد و دست آخر بدون جواب رفت. او قول داد تا فردا حداقل يك دروغ يا قول انجام نشده يا خلاف قانون را از زندگی ام بيرون بكشد و در عوض من هم شفاهاً و كتباً متعهد شدم كه اگر يك دروغ یا کلام عملی نشده یا وعدۀ بی تحقق یا خلاف کلام خدا را نشانم دهند، تسليم و بردۀ آنها مي شوم. اما ايشان ديگر بازنگشت. ناخواسته شهادت داد که همۀ آنچه گفته ام و انجام داده ام حق بوده و حق است زیرا من آشکار کنندۀ حقیقت هستم.
...
می گویند برای آزادی ات باید کمک کنی. در تلویزیون حاضر شو و خودت خودت را تخریب کن اگرنه آنقدر اینجا نگهت می داریم وشكنجه ات ميدهيم... بارها و بارها شکنجه شده ام که بگویم شکنجه نشده ام .جالب آنکه برخی مسئولین می آیند و می گویند شما اصلاً شکنجه نشده ای و در همان حال شكنجه‌گران قول و قسم ميخواهند كه جايي مطرح نكنم كه شكنجه شده‌ام. مرتباً موضوع چک سفید به نظام اسلامي را مطرح می‌کنند و می‌گویند برای نظام خطرناکی و باید در افکار عمومی تخریب ات کنیم... بعد از این همه شکنجه فیزیکی و روانی تازه می گویند اگر همکاری نکنی طرفدارانت را درو می کنیم و جوی خون راه می اندازیم. می گویند مقامات را هر طور و در هر جهت که بخواهیم قانع می کنیم. کلید نظر مسئولین در دست ماست. افکار عمومی را ما شکل می دهیم... همه درها را هم بسته ایم و علما و مراجع را هم توجیه کرده ایم هر کس بخواهد از تو حمایت کند پایینش می کشیم. بالاتر از آقا [رهبری] نداریم. ایشان خودش دارد دنبال می کند ...
...
در نوشته هایم که در بازجویی ها مکتوب شده دست می برند و به عنوان مدارک و مستندات ...استفاده می کنند. سئوال شفاهی می پرسند و می گویند کتباً جواب بده وقتی جواب می دهم، روی برگه، سئوالی متفاوت با سئوال شفاهی می نویسند. چند بند از یک مطلب را در کپی حذف می کنند و معنی بندهای دیگر عوض می شود و آن را برای قضات می فرستند. موردی که نیاز به یک صفحه جواب دارد، می گویند در یک خط جواب بده... روزها اجازه رفتن به دستشویی را نمی دهند تا زیر برگه هایی را که می خواهند امضا کنم و بگویم دستخط من است یا مطالبی را که می دهند رونویسی کنم... خفه ام می کنند و می گویند بنویس که مدعی هستی. دفترچه تحقیقی و تفکری دوران نوجوانی را که علامت × و باطل روی آن خورده و در بایگانی بوده برداشته اند در کپی علامت باطل و × را حذف کرده اند و به عنوان سند خودپرستی من و ... به مسئولین نشان میدهند. باز هم تکرار میکنم اگر یک دروغ... در زندگی ام نشانم بدهند آن وقت از هر اتهامی استقبال می کنم.
در گذشته هم گفته ام من از خودشكني و خودانكاري استقبال مي‌كنم اما از ظلم ها و بی عدالتی ها، از دروغ ها و تهمت ها، از جعل ها و جوسازی ها، خداوندم را که به شدت زنده و حاضر و قادر است به یاری طلبیده ام. من برای کمک از شما یا حکومت اسلامی این حرفها را نزدم زیرا خداوند جهانیان حامی و ناجی من است. خداوند زنده و حاضری که دشمنانم را محکوم و مغلوب می کند و دوستانم را نجات می دهد و حمایت می کند. من تسلیم رب العالمین هستم و هم او که نور جهانهاست. مرا و دوستانم را با نور خود راه می برد و قوت می بخشد. این خداوند جهانهاست که از ما دفاع می کند و با دشمنانمان می جنگد. خدایی که ما تسلیم و خدمتگزار او هستیم و همۀ زندگی خود را فدای او کرده ایم.

تسلیم و خدمتگذار خداوند
الیاس رام الله (فتاحی(
سي ام خرداد ماه هشتاد و هشت
يازدهمين ماه سلول انفرادي

 نسخه کامل فیلم این نامه را اینجا ببینید .
مطالب مرتبط:
لینک‌های مرتبط:

ایلیا رام الله,رامالله,ایلیا م رام الله, ا.م.رام الله,جمعیت الیاسین,الیاس رام الله, راماله, ایلیا رام اله, رهبر جمعیت ال یاسین, ایلیا میم رام الله,آسیب شناسی عرفانهای نوظهور در ایران,تصویر معلمین بزرگ معنوی ,دالایی لاما, پالجی (بنیانگذار جنبش بین المللی اکنکار) ,ایلیا «میم»  رام الله, هارولد کلمپ, لی هنگ جی , سایی بابا, اشو راجنیش, پائولو کوئیلو, ماهاریشی,کتابهای تهاجمی و تخریبی , پشتیبانی سازمان تبلیغات اسلامی , حوزۀ علمیۀ قم , تحریف و سیاه نمایی, در بارۀ اساتید بزرگ تفکر , معنویت ,اساتید و معلمان جهانی ,اساتید معنوی و معلمان عصر جدید, جنبش های نوظهور معنوی,عرفان حقیقی و عرفان های کاذب , در بارۀ سای بابا,ایلیا «میم», اشو, اکنکار, عرفان سرخپوستی, پائولوکوئیلو, دالایی لاما, فالون دافا,مدی تیشن متعالی,قبیلۀ حیله, نقد جنبش های دینی و معنوی جدید,  یوگا,ایلیا رام الله, پائولو کوئیلو, اکنکار, فالون دافا, صوفیه , کتاب پدیدۀ جنبش های دینی و معنوی جدید , دالایی لاما, ایلیا, پائولو کوئیلو ,کتاب جهان تاریک , نفوذ جنبش های دینی جدید در ایران می نویسد , مهربابا,نقد و بررسی عرفانهای نوظهور ,حمایت موسسۀ بهداشت معنوی ,روحانیت مبارز ایران نسبت به ایلیا میم ,نقد تخریبی  استاد ایلیا , آواتار , علوم باطنی, حقه های سوخته دربارۀ ایلیا , اکبر گنجی , علی افشاری , محسن سازگارا , مجتبی واحدی , مهدی خزعلی , نوری زاد , شایعه سازی اداره ادیان و مذاهب اطلاعات درباره پیمان فتاحی , ایجاد تفرقه و نفاق در میان جبهۀ فعالان سیاسی و ایلیا , از سوی اداره ادیان و مذاهب وزارت اطلاعات ,جعل خبر ماه گذشته در بارۀ آزادی معلم تفکر(ایلیا میم رام الله) ,تحریف , مونتاژ و دروغ سازی خبر آزادی ایلیا توسط قصابان دایره ادیان و مذاهب اطلاعات ,جلسات مختلف احضار , بازجویی و دادگاه با افراد مختلف (از جمعیت الاهیون و خارج از آن ,مسئولین مختلف جمهوری اسلامی ایران و بویژه مسئولین قضایی و امنیتی تحت تاثیر شیاطین دایره مذاهب وزارت اطلاعات ,استفاده از شیوه دکتر کپی , پارازیت و آنتن در تحریف اخبار توسط شیاطین دایره مذاهب وزارت اطلاعات ,صحیونیزم , استکبار جهانی , فساد مالی و اخلاقی کلیدواژه های استفاده شده برعلیه پیمان فتاحی توسط اداره ادیان و مذاهب وزارت اطلاعات ایران

۱۳۹۱ دی ۳, یکشنبه

پيوند تمدنها و نزديكي اديان– به روایت شاگردان استادایلیا


پيوند تمدنها و نزديکي اديان[1]
«اساس دين الهي، لااله‌الاالله است.»


يکي از اتهاماتي که دربارۀ ما مطرح مي‌شد اين بود که ما مي‌خواهيم اسلام را با اديان ديگر و بويژه دين مسيحيت و يهود تلفيق کنيم. طرح اين اتهام عللي داشت و مثل بخش اعظم شايعات كه بي پايه و كذب بودند، چندان بي اساس نبود.[2] يکي از علل به وجود آمدن چنين اتهامي محتواي دو سخنراني عمومي از بنده بود.
«عده‏اي به سوي قله روان شدند، همه از يك جهت بالا نرفتند. بعضي از غرب كوه و بعضي از شرق كوه و بعضي از نقاط ديگر. اندكي از آنان به قله رسيدند و بسياري در بالا رفتن تا دامنه‏ها و صخره‏ها موفق شدند. در آخر هر كس شرحي از صعود خود را بيان كرد. عجيب نيست كه اين شرح‏ها به هم شبيه‏اند. همه آنها به زبانهاي مختلف درباره يك حقيقت گفتند. گرچه روش‏هايشان گاهي با يكديگر متفاوت بود اما منظور همه صعود بود و به قله رسيدن. و اين چنين، روايتهاي گوناگوني از حقيقت و اسرار حق پديدار شد كه همه به هم شبيه‏اند. »
مخاطبان ما از اقشار و اديان مختلف بودند بنابراين در حرفهايم علاوه بر آيات قرآن به آيات کتاب مقدس، انجيل، گيتا و کتب مقدس اديان ديگر هم اشاره مي‌کردم و اين رفتار مولد اين تصور بود که نکند ما مي‌خواهيم اديان را با هم تلفيق کنيم. دليل ديگر آن مأموريت رسمي و آشکاري بود که ما در شرح وظيفۀ بسياري از مراکز و موسسات و تشکل‌هاي وابسته تعريف کرده بوديم. طوري که يکي از خطوط شرح وظيفۀ اکثر اين مراکز و افراد، نزديکي اديان مختلف بويژه اديان بزرگ و مذاهب دروني آنها به همديگر بود. در تعدادي از جلسات عمومي هم به تدريج به همين موضوع پرداختيم. واحد متمرکزي هم براي آن فعال شد. يك مركز راهبردي براي نزديكي اديان و مذاهب به يكديگر. اين مركز در كنار مراكز راهبردي ديگر فعال شد. واحدهايي مانند مركز راهبردي بررسي فرقه‌ها و جريانات معنوي...
بر اساس اين رويکرد ما عموماً از اشتراکات اديان حرف مي‌زديم تا از اختلافات؛ و واقعاً اشتراکات اديان براي کساني که مي‌خواهند ببينند، آنقدر زياد است که با اختلافات اندک ميان آنها قابل مقايسه نيست. کتابهايي هم که موسسات ما چاپ مي‌کردند مربوط به معلمان همۀ اديان بود. اسلام، مسيحيت، يهود، هندوئيسم و بوديسم.
تلاش هم کرديم با ديگر واحدهايي که در ايران و كشورهاي ديگر در اين باره فعاليت مي‌کنند، همکاري داشته باشيم اما متأسفانه چون مبناي عمل اکثر آنها پول و کار اداري بود، تلاش‌هايي مرده و عقيم و کم اثر به نظر مي‌رسيدند. ضمن اينکه آنها به ما به چشم بدبيني نگاه مي‌کردند. باورشان نمي شد که جمعي بيايند و بدون اينکه از جايي پول يا دستور گرفته باشند و به دولتي وابسته باشند، در زمينۀ نزديکي اديان کار کنند.
«تعامل (...) ميان اسلام و يهود و مسيحيت مي‌تواند بسياري از مسائل جهان امروز را حل کند زيرا ريشه اکثر مسائل جهاني در اختلافات ايدئولوژيک است.»
در همان سالهاي اول[3] وقتي نظريۀ برخورد تمدنهاي هانتينگتون را شنيدم، نظريۀ ازدواج تمدنها را مطرح کردم. اما اين نظريه به محض مطرح شدن خود با آنکه در محدودۀ کوچکي در حد يکي دو سخنراني طرح شده بود واکنش‌هاي شتابزده‌اي را با خود به همراه آورد. اين فقط يک نظريه در بارۀ آيندۀ تمدن‌ها و در بارۀ راه حل مسائل تمدني، فرهنگي و ديني امروز بود در کنار نظريه‌هاي ديگري که بنده مطرح کرده بودم اما ما سازوکارهاي منظمي را براي تحقق نظريۀ ازدواج تمدن‌ها [پيوند تمدن ها] راه اندازي نکرديم بلکه اين را روندي مي‌دانستيم و هنوز هم مي‌دانم که به تدريج و خودبخود محقق خواهد شد. اين چيزها تدريجاً زمينۀ اين اتهام و شايعه را به وجود آورد که ما قصد داريم اديان مختلف را يکي کنيم. مي‌گفتند ما اسلام مسيحي [مسلمانان مسيحي]، اسلام يهودي، اسلام آمريکايي و غربي و اسلام هندويي و بودايي و شرقي را مي‌خواهيم راه اندازي کنيم اما اين اتهامات دروغ بود.

لینک‌های مرتبط:


کلیدهای اِچ: معنویت های نوپدید دینی, ایلیا, اطلاعاتی در مورد پیمان فتاحی, اطلاعاتی در مورد ایلیا رام الله, پیمان فتاحی کیست, ایلیا رام الله کیست, بیوگرافی و زندگینامه پیمان فتاحی, بیوگرافی و زندگی نامه ایلیا میم رام الله, معلمین بزرگ ایلیا رام الله, معلمین معنوی ایلیا رام الله, معلمین معنوی و باطنی ایلیا رام الله, معلمین معنوی و باطنی پیمان فتاحی, بزرگترین تئوریسین و معلم تفکر ایلیا رام الله, متفکر بزرگ ایلیا رام الله , پیمان فتاحی, آشنایی با ایلیا رام الله, آشنایی با پیمان فتاحی, پیمان فتاحی, ایلیا رام الله, استاد ایلیا, ایلیا م, ایلیا میم, ایلیامیم, استاد الیاس,استاد الیاس رام الله, الیاس رام الله, جریان های نوپدید دینی, عرفان ایلیا رام الله, پیمان فتاحی , عرفان, معنویت های نوپدید دینی, جریان های نوپدید دینی, عرفان ایلیا رام الله, پیمان فتاحی , عرفان, معنویت های نوپدید دینی, ایلیا, اطلاعاتی در مورد پیمان فتاحی, اطلاعاتی در مورد ایلیا رام الله, پیمان فتاحی کیست, ایلیا رام الله کیست, بیوگرافی و زندگینامه پیمان فتاحی, بیوگرافی و زندگی نامه ایلیا میم رام الله, معلمین بزرگ ایلیا رام الله, معلمین معنوی ایلیا رام الله, معلمین معنوی و باطنی ایلیا رام الله, معلمین معنوی و باطنی پیمان فتاحی, بزرگترین تئوریسین و معلم تفکر ایلیا رام الله


[2]«مذهب نیروی بزرگی است .تنها نیروی محرکه جهان . اما شما بایستی دیگران را از طریق مذهب خودشان به حرکت وادارید نه از طریق مذهب خودتان.»برناردشاو
«تمامي مذاهب به يك نقطه اشاره مي‌كنند كه آن خداوند است. بنابراين از هر مذهبي كه متابعت و پيروي كنيد سرانجام به خدا مي‌رسيد، ساناتانادارما (مذهب جاويدان) است. اين مذهب از زمان خلقت وجود داشته و زمان آغازين آن مشخص نيست. ساناتانادارما همانند يك اقيانوس بزرگ است كه هر كشوري آمده و كانال آبي را بنابر احتياج خود و اهدافش حفر كرده است تا اين زمان مردم تنها دانش شناخت كانال‌هاي خود را داشته‌اند؛ اما حالا خداوند به ما نشان مي‌دهد كه ما فقط حبابهاي روي كانال آب نيستيم بلكه حباب‌هاي اقيانوس عظيم هستيم. تا زمانيكه فرديت خود را نگه داريم به شكل حباب ديده‌مي‌شويم و هنگاميكه محو و نابود شويم، با اقيانوس يكي هستيم.» باباجی
«روح مذهب متعلق به هيچ زمان و مكان خاصي نيست. به اندازة خدايي كه از او صحبت مي‌كند نامحدود است و خورشيد آن برفراز همة گلهاي كريشنا ومسيح و همة قديسان و حتي گناهكاران مي‌درخشد و امكان نامحدودي براي توسعه دارد. به واسطة آزادگي خود، همة انسانها را در آغوش لايتناهي خويش مي‌پذيرد. روح مذهب الوهيت نهفته در همة زنان و مردان را به رسميت مي‌شناسد و هدف اصلي و قصد نهايي آن ياري رساندن به انسانها در درك طبيعت راستين و الهي خويش است.» ویوکاناندا

[3]ـ اشاره به 25  سالگی تا 30 سالگی