‏نمایش پست‌ها با برچسب سوالات علمی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب سوالات علمی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲ تیر ۲, یکشنبه

سنگ اندازی در تاریكی


سنگ اندازی در تاریكی
گفت و گوی انتقادی
(قسمت سوم-8)
گفتگوی زیر در فروردین ماه سال 1386 طی دو جلسه با ایلیا «میم» توسط دو تن از اعضاء منتسب به گروه حزب ا... صورت گرفته است. لازم به توضیح است که مطالب پیاده شده از روی فیلم، مورد بازخوانی ویرایشی قرار گرفته است. قسمت دوم این گفتگو در سال 1384 قبل از انتخابات ریاست جمهوری صورت گرفت كه با عنوان «برترین رئیس جمهور» در نشریۀ حركت دهندگان شماره سه به چاپ رسید و موجب تعطیلی آن نشریه كه اولین نشریة تخصصی در زمینۀ دانش تفكر محسوب می‌شد، گردید. قسمت اول مصاحبه در تاریخ 9/5/1382 صورت گرفت كه هر دو مصاحبۀ مذكور نیز براساس فیلم جلسه، پیاده سازی و بازنویسی شدند.
لازم به ذكر است كه سوالات گویندگان، انعكاس دهنده نظرات طیف مورد اشاره نیست و پاسخ‌های استاد ایلیا «میم»، در مواردی كه به فرد مقابل مربوط می‌شود، قابل تعمیم به طیف مذكور نمی‌باشد. در چنین مواردی پاسخ ها، متوجه گفتگوكنندگان است.

1-    بعضی از جلسات مسئولین یاسینیا شوراهای مشابه در شبها برگزار می‌شود. چرا مثل بقیه در روز، این جلسات برگزار نمی شود؟
چون اینها در روز کار دارند، اداره می‌روند، دانشگاه می‌روند، تدریس می‌کنند و مسائل دیگر. غالباً زمان آزادشان عصر به بعد است. اما دوستان شما همین مسئله را در سالهای گذشته طور دیگری انعکاس داده بودند. شایعه كرده بودند كه اینها شبها زن‌ها و مردها را به داخل خانه‌های بزرگ می‌برند. بعداً سکوت کرده بودند تا شنونده خودش بقیه را طبق جهتی که به او داده بودند، حدس بزند و با چنین روشهایی با آبروی هزاران مسلمان بازی کردند. به قول خودتان یكی از روش‌های مهم شما جهت دادن و القا كردن است. جهت دادن با یك خبر كوچك یا استفاده از كلمات خاص و این كار را دوستان شما در ارتباط با ما مكرراً انجام داده اند..

«با بدبین‏ها و بدبینی‏ها، بدبینانه برخورد كن. وقتی دروغگو حرف می‏زند اگر با بدبینی به او گوش نكنی، به خودت دروغ گفته‏ای. اگر در برخورد با كسی كه منكر واقعیات و نشانه‏های واقعی است خوش‏بین و پذیرنده باشی، تو نیز واقعیت و نشانه‏های واقعی را انكار كرده‏ای. تو می‏توانی بدبینی را با بدبینی و دروغ را با انكار آن پاسخ دهی و به دروغگو راستش را نگویی چون آن راست را هم به دروغ تبدیل می‏كند. دروغ دروغگو را به خودش برگردان و مكرش را متوجه خودش كن. بدبین را با بدبینی‏اش مواجه ساز و كافر و كفر و افكار او را نپذیر.»
ایلیا «میم»

2-    سوال كننده دوم: آیا شما خودتان انحرافی در مجموعه کارهایی که در اطراف شما انجام می‌شود نمی بینید؟ آیا کارهایی که در ارتباط با شما انجام می‌شود عاری از اشتباه است؟
قطعاً در مجموعه فعالیتها انحرافات و اشتباهاتی وجود دارد. مگر شما جایی را در همه این دنیا و همه تاریخ بشر سراغ دارید که فعالیتهای آن خالی از انحراف و خطا و اشتباه بوده باشد؟ بهترین درختهای میوه هم آفت دارند حتی وقتی كه سم پاشی شده باشند. در انبار گندم و برنج و حتی زعفران هم به احتمال زیاد با موش‌ها و حشرات موذی برخورد خواهید كرد. حتی در صدر اسلام، در صدر مسیحیت، در صدر یهود و در صدر ادیان دیگر، در همان زمانی كه انبیاء بزرگ زنده بودند، در اطراف آنها و در امور پیرامونی شان مسائلی وجود داشت، گاهی نفاق و فساد و انحراف دیده می‌شد؛ حالا كه ما بشری معمولی هستیم و پیشوای مذهبی نیستیم... در این فعالیتها هم اشتباهات و خطاها احتمالاً فراوان است. هر چیزی آفتی دارد. هر كاری ناكارهایی دارد و هر حركتی حتی اگر رشد و صعود باشد،‌ مسائل و مصائب خود را دارد. در كنار صدها فعالیت خوب، قطعاً انحرافات و اشتباهات هم بوجود می‌آید. وقتی اندیشه‌های نورانی و بالایی شکل گرفته، قطعاً توهمات هم بروز کرده است. یك درخت ممكن است آفتها داشته باشد. و این درخت پرمحصول كه شاید محصولات آن بیش از یك جنگل بزرگ بوده، ‌آفتهای خودش را دارد و عده‌ای پیوسته، ‌در حال مبارزه با این آفت‌ها بودند. اما نباید صدها میوه این درخت را نادیده گرفت و فقط به چند میوه کرم خورده یا سرمازده مشغول شد. این درخت را با بقیه درختهای جنگل مقایسه کنید. این فعالیتها را با مجموع محصول دهها مرکز تحقیقاتی و مطالعاتی مقایسه کنید. در این صورت، قضاوت در فضای روشن تری رخ می‌دهد.

3-    سوال كننده دوم: آیا شما برنامه‌های ماهواره‌ای را نگاه می‌کنید؟
من از بین همین مردم هستم. هر طوری كه آنها زندگی می‌كنند و هر تجربه‌ای كه دارند من هم آنها را داشته ام. فرق دو تجربه می‌تواند زیاد باشد. مثلاً یکی با مشاهده و مشاهده کننده همراه باشد و یکی دیگر نباشد... تقریباً از همه اخبار زمان خود اطلاع و بر آنها اشراف دارم. از همه آنچه در شبكه‌های ماهواره‌ای، در شبكه اینترنت، در عالم سیاست، فرهنگ، كتاب، اقتصاد و غیره می‌گذرد. دائماً مورد سوال هستم درباره همه چیزهایی که مربوط به زندگیست، پس باید از همه چیزهایی که مربوط به زندگیست تا حد امکان باخبر باشم.

4-    سوال كننده دوم: بعضی از افراد به شما هدیه‌های مالی می‌دهند. با چه توجیهی این هدیه‌ها را قبول می‌کنید؟
قبول كردن هدیه از كسی كه او را دوست داری و تو را دوست دارد توجیه نمی‌خواهد. اما من هم شخصاً تا بحال به ندرت از کسی هدیه مالی قبول کرده ام و البته از كسی هم چیزی نخواسته ام... ولی بعضی دوستان به نام من هدیه‌هایی را داده‌اند كه دیگران آن را تحویل گرفته اند. اما هدایای بسیاری هم بوده است كه پذیرفته نشده یا به دلایل دیگر به هدیه دهندگان بازگردانده شده. آنچه پذیرفته نشده بارها و بارها بیشتر از چیزی بوده كه قبول كرده ام. شاید از هر صدها مورد یک مورد قبول شده باشد.

5-    آیا شما وجوهات شرعی می‌گیرید؟
خیر. من بارها گفته ام نه مذهبی ام نه روحانی و نه هر عنوان مشابهی. پس چطور ممکن است به چنین شخصی مردم وجوهات شرعی بدهند. من هم تا بحال از کسی چنین چیزی نگرفته ام. تا به امروز هم دهها میلیارد هدیه شده که قبول نکرده ام؛ هدیه دهندگان خودشان می‌گویند. اما گاهی به مردم راهنمایی‌هایی کرده ام برای حل مسائلشان یا برای آنها کارهایی کرده ام که آنها هم چیزهایی فرستاده‌اند که البته آن هم غالباً به دست من نرسیده. بعضی‌ها هم برای حمایت از فعالیتهای فرهنگی و برگزاری جلسات و... امکاناتی را در اختیار گذاشته اند...

6-    سوال كننده دوم: اما شما صدها میلیارد تومان پول دارید. اینها را از کجا آورده اید؟ شما که ارثیه‌ای نداشته اید و کار اقتصادی فوق العاده‌ای نکرده اید. این وضع همان شائبه ثروت طلبی و قدرت طلبی را دامن می‌زند.
واقعیت این است که قدرت طلبییا ثروت طلبی در كار نبوده است و نشانه‌های متعدد و دلایل محكم هم مؤید آن است. ولی اگر مسائل شما اینطور حل می‌شود ابایی ندارم که بگویم قدرت طلبی کرده ام. اما این چطور قدرت طلبی و شهرت طلبی است كه طرفهای مقابل تو را نشناسند، ناشناس باشی، حتی اسمت را هم نمی‌دانند، با آنها برخوردی نداری و هیچ مزد مادی و معنوی از جانب آنان به تو نمی‌رسد. یک نفر طنابی دارد، از نوع طنابهایی که با آن اسب می‌گیرند، بعد او را متهم می‌کنند به اینکه تو می‌خواهی با این طنابت ماهی‌ها را بگیری. او می‌گوید این دو تا با هم جمع نمی شوند و مثل این است که به کسی بگویی تو می‌خواستی با یک کوزه آب، خانه‌ای را به آتش بکشی. این نوع فرضیات شما به قدری متناقض است كه حتی اگر به هیچ كدام هم جواب داده نشود، خودشان خودشان را رد و نقض می‌كنند. کدام صدها میلیارد تومان. شما نشان بدهید، همه را به شما می‌بخشم. من حتییک اتاق هم برای خانواده ام ندارم. اگر هست، مالِ شما. ماشین و دوچرخه هم ندارم. با این حال شاید یک در هزار هدیه‌هایی که داده شده است، پذیرفته شده اما همان هم به بنده نرسیده است. میلیاردر شدن در شرایطی که ما هستیم در یک روز هم امکان پذیر است و اگر ضرورت ایجاب کند آن هم انجام می‌شود.

7-    سوال کننده دوم: شما عده زیادی محافظ دارید. یك گارد چند صد نفره. داشتن یک محافظ هم مجوز می‌خواهد. علت داشتن این همه محافظ و مراقب چیست؟ با چه مجوزی این کار انجام می‌شود؟
من حتییک نفر هم بعنوان محافظ خودم نمی شناسم و ندارم. اگر شما یکی اش را نشان دادی، چند صد تای آن هم قبول است. گاهی پیاده روی می‌روم و یکی دو نفر از دوستان همراه می‌شوند. من می‌گویم و آنها می‌نویسند یا ضبط می‌كنند. مطالب زیادی اینطور نوشته و ثبت شده. وقتی هم تعداد دوستان بیشتر می‌شود با تعداد بیشتری قدم می‌زنیم و حرف می‌زنیم. تا امروز نه محافظ داشته ام نه كسی از جانب من خود را به عنوان محافظ من می‌شناسد
.
8-    سوال کننده دوم: با رعایت کدام مؤلفه‌های امنیتی و حفاظتی افراد را ملاقات می‌کنید؟
در ملاقات با افراد ملاحظات امنیتی خاصی لحاظ نمی شود... بسیاری از كارهایم را براساس نشانه‌ها و مشاهدات و دریافتها انجام می‌دهم. در برخی از موارد، مبنا را رؤیاها می‌گیرم اگر معتبر باشد و هر کسی را که احساس می‌کنم ضروری است ببینم، می‌بینم. در بدترین شرایط امنیتی هم خیلی‌ها را دیده ام.

9-    سوال كننده دوم: در سخنرانی شما در استادیوم شهید شیرودی چرا نیروی انتظامی و امنیتی شما را دستگیر نکردند با وجود آنکه نیروها به اندازه كافی زیاد بودند.
این را باید از آنها بپرسید كه چرا نگرفتند. ما برای خدا كار می‌كردیم. آن سخنرانی‌ها هم برای خدا و درباره كلام خدا بود...

10-           ...
11-           شما با بعضی از بزرگان ارتباط دارید که تا جایی که ما می‌دانیم بیشتر آنها از طریق پیک و واسطه است. دلیل این ارتباط شما چیست؟
جوانان و مخصوصاً مردمی که با آنها در ارتباطم، با مسائل و فشارهای بسیاری روبرو هستند که بعضی از آنها می‌تواند به دست ایشان باز شود. با توجه به عصر جدید معنویت، مسائل متعددی در جهت تطبیق اعتقادات مذهبی با معنویت مدرن وجود دارد که این هم نیاز به پاسخ دارد... از یک طرف هم از کودکی و نوجوانی سؤالاتی در بارۀ دین و معنویات داشتم. جواب آنها را از هر کس که حدسش را می‌زدم که شاید بداند، می‌پرسیدم. برای بعضی از آنها جوابهایی هم داشتم و هنوز هم می‌خواهم بدانم کاملترین جواب کدام است.

12-           سوال كننده دوم: ولییک حدس قوی‌تر هم در مسئله هست که شما می‌خواهید آنها را هم مرید خود بکنید. شما با هر کس برخورد می‌کنید تجربه نشان داده که محصول آن مرید شدن و جذب کردن است. آیا در ارتباط با آنها هم واقعاً همین قصد را ندارید؟
اگر واقعاً اینطور باشد که من هر کسی را ببینم فوراً مریدم می‌شود چرا خود شما نیستید؟ چرا این همه دشمن و بدگو وجود دارد؟ جدای از اینکه من خواستار مریدسازی نبوده و نیستم اما اگر کسی بتواند یک عالم را منحرف کند یا با خودش همراه نماید، او باید داناتر و تواناتر از طرف مقابل باشد. بعد، مگر محتوای صحبتهای ما چه چیزی جز سوالات علمی و اعتقادی بوده است. اگر من می‌توانم اعتقادات آنها را از آنها بگیرم باید بتوانم اندیشه‌های قویتر، نورانی‌تر و ریشه‌ای‌تر به آنها بدهم. البته بعضی از آقایان را دیدم و آن آقایان هم با من همراه نشدند و این حرف شما خالی از توهین به آن اعتقادات هم نیست.

13-           در انتخابات ریاست جمهوری چرا آقای... و دو سه نفر دیگر از شاگردان شما با كاندیداهای ریاست جمهوری مذاكرات داشتند؟
آنها در فشارها و تهدیدهای شدید بودند و می‌خواستند بدانند كه چه كسی به آنها احتمالاً كمك خواهد كرد، چه در همان زمان و چه در آینده که ممکن است فرد رئیس جمهور شود. .. ضمن اینكه می‌خواستند آنها را بیشتر بشناسند و زمینه‌های تعامل احتمالی با آنان را مشخص كنند.

14-           احتمالاً سفرهای خارجی شما زیاد باشد. بیشتر به کدام کشورها رفت و آمد می‌کنید؟
تا به حال سوار هواپیما نشده ام. با ماشین یا كشتی هم به مسافرت خارجی نرفته ام...

15-           انگیزه شما از نامه نگاری و پیغام رسانی‌ها به رهبران و شخصیتهای داخلی و خارجی چیست؟
روشن است. می‌خواهم نظراتم را و آنچه را كه به عنوان راه حل و تدبیر می‌دانم و فكر می‌كنم بهترینهاست به آنها بگویم. از این طریق نظراتم را در مواردی که ضروری می‌دانم به آنها اعلام کرده ام.

16-           سوال كننده دوم: خیلی از شاگردان شما در حالی كه قرآن می‌خوانند، حجاب اسلامی ندارند. روسری‌های كوتاه و شلوار ساق كوتاه می‌پوشند. خیلی از پسرها به نحو دیگری مسائل شرعی را رعایت نمی‌كنند. شما بجای توصیه به خواندن قرآن و نماز بهتر نیست اول این مسائل را حل كنید؟
این روش ماست. شما هم می‌توانی در ارتباط با جوانان با روش خودت عمل كنی. من خودم خیلی چیزها را رعایت نمی‌كنم، چطور می‌توانم به آنها توصیه كنم كه رعایت كنند. من آدم متشرعی نیستم و اگر در محك احكام و جزئیات آن بروم، پر مسئله هستم. یا ایها الذین آمنوا لم تقولون ما لاتفعلون. ‌ای اهل ایمان چرا چیزی را می‌گویید كه به آن عمل نمی‌كنید!؟ ما انسانها امروز دهها بیماری داریم، از سرماخوردگی تا سرطان و جذام روح. مهم این است كه ابتدا از مرگ نجات پیدا كنیم. كسی كه قرار است تا قبل از صبح فردا بمیرد، چه فایده اگر سرماخوردگی او را هم درمان كنی؟ بزرگترین كاری كه در حق او می‌شود كرد این است كه ابتدا او را از مرگ نجات دهید.

17-           سوال كننده دوم: اینکه مردم بیایند به حرف شما قرآن و نماز بخوانند اشتباه است. آیا قبول دارید؟

بالاخره مردم به حرف کسی نماز و قرآن می‌خوانند. کسانی هم که امروز دارند می‌خوانند یا خود شما، به حرف کسی خوانده اید. یک دعوت کننده‌ای بوده است. اما شاید این کار از دیدگاهی بسیار بدبینانه، اشتباه باشد یعنی اینطور استدلال شود که اگر عده‌ای به حرف کسی قرآن و نماز بخوانند پس به حرف او هر کار دیگری هم ممکن است بکنند. همان موضوعی که چند سال پیش هم گفتید که شاید من می‌خواهم در سالهای آینده بر خلاف سالهای گذشته، در آینده‌ای نامعلوم، دست مردم اسلحه بدهم. البته واقعاً این حرفها را فقط تا بحال از شما شنیده ام و این و حرفهای مشابه حتی به صورت فکر هم به ذهنم خطور نکرده است. چند سالی هم از آن می‌گذرد اما دیدید که اتفاقی نیفتاد بلکه هماهنگی‌ها بیشتر شد. و احتمالاً‌ به ذهن اكثر دوستان هم خطور نكرده است. از دیدگاه بعضی از سیاسیون، این جمعیت می‌توانست حجم متراكمی از فرصتها و امكانات و رویاهای تحقق یافته سیاسی تلقی شود كه با آن می‌شد، هر كاری انجام داد اما ما با سیاست بازی ارتباطی نداشته ایم و كارمان فقط در زمینه‌های معرفتی و معنویتی بود. ظاهراً مولد این فكرها و ایده‌ها تا امروز، فقط شما و دوستان شما هستند. فكر جنگیدن و استفاده از اسلحه را این جوانان حتی به خواب هم نمی بینند. آخر اسلحه برای چه. در برابر چه كسی؟ اینها دشمن بی خدایی اند. دشمن جهل و ناآگاهی اند. اما حتی برای جنگیدن با اینها هم اسلحه شان تفکر و تحلیل و برنامه ریزی است. اسلحه اینها اسم خداست. كلمه خداست. قلم و كلام و اندیشه است. آن هم در جهت خدا و مردم و زندگی خوبتر. کسی را که سر سفره و در خانه خودش نشسته است چطور می‌توان متهم کرد که تو قصد داری ظرفهای غذا را بشکنی، سفره را پاره کنی و نگذاری بقیه هم غذایشان را بخورند. او می‌پرسد مگر من چه کاری کرده ام. تو می‌گویی، کاری نکرده‌ای اما من حدس می‌زنم تو این کار را بکنی. شما در برابر این همه خرابی و ویرانگری مسئولید و باید به اسلام و قرآن و نگاهبانان قرآن و حافظان اسلام پاسخ دهید. و تحمیل این افکار و اتهامات به کسانی که حتی در خواب هم آن را ندیده اند، ضربه بزرگی است. خاطراتی از جریانهای مختلف در ذهن شما هست که شما را وادار به شبیه سازی می‌کند. این یکی از ویژگی‌های ذهنی انسان است که سعی می‌کند هر پدیده تعریف نشده‌ای را با یکی از پدیده‌های تعریف شده قبلی تطبیق دهد.






18-           ...
19-           با وجود خود شما، چرا آنها برای حل مسائل خود به مراجع و بزرگان مراجعه کردند؟
قبلاً هم چند بار عرض کردم، من مثل شما مذهبی و متشرع نیستم و سواد مذهبی ندارم. از بزرگان که هیچ، بدون تعارف و تواضع، از کوچکان حیطه دین هم نیستم...

20-           سوال كننده دوم: چند سال پیش در جلسه‌ای که می‌گویید با... داشته اید چه مطالبی مطرح شد. چرا همان زمان تكلیف این مسائل یكسره نشد؟
ایشان خواستند که... و من هم این را مطرح کردم که اگر امکان پذیر شود می‌توانیم دانشگاه علوم باطنی و متافیزیکی را در ایران راه اندازی کنیم. در آن جا هم متاسفانه و شاید واقع بینانه، خودم را اصلی ترین مرجع علوم باطنی در دنیا می‌دانستم و یکی از چیزهایی که این اعتقاد را تقویت می‌کرد ملاقاتهایی بود که با اکثر شخصیتهای مدعی در موضوع داشتم... متاسفانه تا امروز، با کتابی، کسی، اندیشه‌اییا منبعی برخورد نکردم که بزرگی آن بتواند مرا در این باره دچار تردید یا ابهام کند که کسی علوم باطنی، دانش تفکر و مشاهده و روش‌های اینچنینی را به اندازه بنده یا حتی شبیه یا نزدیک به آن بداند. البته دوستان هم در همه دنیا چنین افرادی را جستجو کرده‌اند و لااقل تا امروز پیدا نکرده اند... از گفتن این حرفها متاسفم و در این سالها هم نگفته ام اما فکر می‌کنم بیان این حرفها برای رفع ابهامات ضروری است.

21-           تعدادی از بچه‌های شما با مسئولین ارتباط مستمر دارند. دلیل این ارتباط چیست؟
آنها به نمایندگی از تعداد دیگری كه سالهاست تحت فشارها و تهدیدهای رو به گسترش هستند با این افراد مكاتبه دارند تا برای كاهش فشارها و خطرات راهی بیابند... به دلیل ارتباط با من، نشریه هایشان تعطیل می‌شود،‌ از كار اخراج می‌شوند و كلاً ‌برخوردهای ناعادلانه‌ای با آنها صورت می‌گیرد. احضار می‌شوند، از حقوق قانونی خود محروم می‌شوند، برایشان خط و نشان می‌كشند، آنها هم به دنبال راه حلی قانونی برای این مشکل هستند. فکر می‌کنم اکثر این تهدیدها از جانب شما و دوستان شما باشد. احتمالاً شما هم این را قبول دارید.

22-           به گفته یكی از شاگردان خود شما، چند سال قبل شما در یكی از افراطی ترین گروهها بودید. آیا واقعاً شما عضو... بودید؟
آنها اول بعنوان یک متهم با من برخورد کردند. موهایم روغن زده بود. بعد که با آنها حرف زدم و مسائل و راه حل هایشان را گفتم آنها در کارهایشان مشورت می‌کردند. بعدها متهم‌هایی را که می‌گرفتند من آنها را آزاد می‌کردم. و از این طریق ارتباط ما با هم برقرار می‌شد و آنها بینش دیگری پیدا می‌کردند. البته جرایم آنها چیز خاصی نبود. مشكل غالباً موها و لباسشان بود. همین شد یكی از راههای ارتباط با جوانان. بعضی از آن جوانان امروز هم با ما هستند. آنها تبدیل به محقق و متفكر و سخنران شدند.

23-           درباره استراتژی انقباضی كه در برنامه یاسین چندین بار تكرار شده است، بیشتر بگویید.
روش انقباضییعنی عدم انبساط و گسترش. عدم تبلیغ و جذب مردم. بجای زیاد شدن کمیت ها، کیفیت کار را زیاد کنیم. جلسات و سخنرانی کمتر و کمتر شود، ارتباط‌ها کمتر شود، فعالیتها کاهش یابد... از همان اوایل این رویكرد انقباضی و عدم گسترش را به عده‌ای از دوستان ال یاسین كه مسئول تشكل‌ها بودند،‌ توصیه كردم...
برگرفته از کتاب آمین – جلد اول

سنگ اندازی در تاریكی


سنگ اندازی در تاریكی
گفت و گوی انتقادی
(قسمت سوم-8)
گفتگوی زیر در فروردین ماه سال 1386 طی دو جلسه با ایلیا «میم» توسط دو تن از اعضاء منتسب به گروه حزب ا... صورت گرفته است. لازم به توضیح است که مطالب پیاده شده از روی فیلم، مورد بازخوانی ویرایشی قرار گرفته است. قسمت دوم این گفتگو در سال 1384 قبل از انتخابات ریاست جمهوری صورت گرفت كه با عنوان «برترین رئیس جمهور» در نشریۀ حركت دهندگان شماره سه به چاپ رسید و موجب تعطیلی آن نشریه كه اولین نشریة تخصصی در زمینۀ دانش تفكر محسوب می‌شد، گردید. قسمت اول مصاحبه در تاریخ 9/5/1382 صورت گرفت كه هر دو مصاحبۀ مذكور نیز براساس فیلم جلسه، پیاده سازی و بازنویسی شدند.
لازم به ذكر است كه سوالات گویندگان، انعكاس دهنده نظرات طیف مورد اشاره نیست و پاسخ‌های استاد ایلیا «میم»، در مواردی كه به فرد مقابل مربوط می‌شود، قابل تعمیم به طیف مذكور نمی‌باشد. در چنین مواردی پاسخ ها، متوجه گفتگوكنندگان است.

1-    بعضی از جلسات مسئولین یاسینیا شوراهای مشابه در شبها برگزار می‌شود. چرا مثل بقیه در روز، این جلسات برگزار نمی شود؟
چون اینها در روز کار دارند، اداره می‌روند، دانشگاه می‌روند، تدریس می‌کنند و مسائل دیگر. غالباً زمان آزادشان عصر به بعد است. اما دوستان شما همین مسئله را در سالهای گذشته طور دیگری انعکاس داده بودند. شایعه كرده بودند كه اینها شبها زن‌ها و مردها را به داخل خانه‌های بزرگ می‌برند. بعداً سکوت کرده بودند تا شنونده خودش بقیه را طبق جهتی که به او داده بودند، حدس بزند و با چنین روشهایی با آبروی هزاران مسلمان بازی کردند. به قول خودتان یكی از روش‌های مهم شما جهت دادن و القا كردن است. جهت دادن با یك خبر كوچك یا استفاده از كلمات خاص و این كار را دوستان شما در ارتباط با ما مكرراً انجام داده اند..

«با بدبین‏ها و بدبینی‏ها، بدبینانه برخورد كن. وقتی دروغگو حرف می‏زند اگر با بدبینی به او گوش نكنی، به خودت دروغ گفته‏ای. اگر در برخورد با كسی كه منكر واقعیات و نشانه‏های واقعی است خوش‏بین و پذیرنده باشی، تو نیز واقعیت و نشانه‏های واقعی را انكار كرده‏ای. تو می‏توانی بدبینی را با بدبینی و دروغ را با انكار آن پاسخ دهی و به دروغگو راستش را نگویی چون آن راست را هم به دروغ تبدیل می‏كند. دروغ دروغگو را به خودش برگردان و مكرش را متوجه خودش كن. بدبین را با بدبینی‏اش مواجه ساز و كافر و كفر و افكار او را نپذیر.»
ایلیا «میم»

2-    سوال كننده دوم: آیا شما خودتان انحرافی در مجموعه کارهایی که در اطراف شما انجام می‌شود نمی بینید؟ آیا کارهایی که در ارتباط با شما انجام می‌شود عاری از اشتباه است؟
قطعاً در مجموعه فعالیتها انحرافات و اشتباهاتی وجود دارد. مگر شما جایی را در همه این دنیا و همه تاریخ بشر سراغ دارید که فعالیتهای آن خالی از انحراف و خطا و اشتباه بوده باشد؟ بهترین درختهای میوه هم آفت دارند حتی وقتی كه سم پاشی شده باشند. در انبار گندم و برنج و حتی زعفران هم به احتمال زیاد با موش‌ها و حشرات موذی برخورد خواهید كرد. حتی در صدر اسلام، در صدر مسیحیت، در صدر یهود و در صدر ادیان دیگر، در همان زمانی كه انبیاء بزرگ زنده بودند، در اطراف آنها و در امور پیرامونی شان مسائلی وجود داشت، گاهی نفاق و فساد و انحراف دیده می‌شد؛ حالا كه ما بشری معمولی هستیم و پیشوای مذهبی نیستیم... در این فعالیتها هم اشتباهات و خطاها احتمالاً فراوان است. هر چیزی آفتی دارد. هر كاری ناكارهایی دارد و هر حركتی حتی اگر رشد و صعود باشد،‌ مسائل و مصائب خود را دارد. در كنار صدها فعالیت خوب، قطعاً انحرافات و اشتباهات هم بوجود می‌آید. وقتی اندیشه‌های نورانی و بالایی شکل گرفته، قطعاً توهمات هم بروز کرده است. یك درخت ممكن است آفتها داشته باشد. و این درخت پرمحصول كه شاید محصولات آن بیش از یك جنگل بزرگ بوده، ‌آفتهای خودش را دارد و عده‌ای پیوسته، ‌در حال مبارزه با این آفت‌ها بودند. اما نباید صدها میوه این درخت را نادیده گرفت و فقط به چند میوه کرم خورده یا سرمازده مشغول شد. این درخت را با بقیه درختهای جنگل مقایسه کنید. این فعالیتها را با مجموع محصول دهها مرکز تحقیقاتی و مطالعاتی مقایسه کنید. در این صورت، قضاوت در فضای روشن تری رخ می‌دهد.

3-    سوال كننده دوم: آیا شما برنامه‌های ماهواره‌ای را نگاه می‌کنید؟
من از بین همین مردم هستم. هر طوری كه آنها زندگی می‌كنند و هر تجربه‌ای كه دارند من هم آنها را داشته ام. فرق دو تجربه می‌تواند زیاد باشد. مثلاً یکی با مشاهده و مشاهده کننده همراه باشد و یکی دیگر نباشد... تقریباً از همه اخبار زمان خود اطلاع و بر آنها اشراف دارم. از همه آنچه در شبكه‌های ماهواره‌ای، در شبكه اینترنت، در عالم سیاست، فرهنگ، كتاب، اقتصاد و غیره می‌گذرد. دائماً مورد سوال هستم درباره همه چیزهایی که مربوط به زندگیست، پس باید از همه چیزهایی که مربوط به زندگیست تا حد امکان باخبر باشم.

4-    سوال كننده دوم: بعضی از افراد به شما هدیه‌های مالی می‌دهند. با چه توجیهی این هدیه‌ها را قبول می‌کنید؟
قبول كردن هدیه از كسی كه او را دوست داری و تو را دوست دارد توجیه نمی‌خواهد. اما من هم شخصاً تا بحال به ندرت از کسی هدیه مالی قبول کرده ام و البته از كسی هم چیزی نخواسته ام... ولی بعضی دوستان به نام من هدیه‌هایی را داده‌اند كه دیگران آن را تحویل گرفته اند. اما هدایای بسیاری هم بوده است كه پذیرفته نشده یا به دلایل دیگر به هدیه دهندگان بازگردانده شده. آنچه پذیرفته نشده بارها و بارها بیشتر از چیزی بوده كه قبول كرده ام. شاید از هر صدها مورد یک مورد قبول شده باشد.

5-    آیا شما وجوهات شرعی می‌گیرید؟
خیر. من بارها گفته ام نه مذهبی ام نه روحانی و نه هر عنوان مشابهی. پس چطور ممکن است به چنین شخصی مردم وجوهات شرعی بدهند. من هم تا بحال از کسی چنین چیزی نگرفته ام. تا به امروز هم دهها میلیارد هدیه شده که قبول نکرده ام؛ هدیه دهندگان خودشان می‌گویند. اما گاهی به مردم راهنمایی‌هایی کرده ام برای حل مسائلشان یا برای آنها کارهایی کرده ام که آنها هم چیزهایی فرستاده‌اند که البته آن هم غالباً به دست من نرسیده. بعضی‌ها هم برای حمایت از فعالیتهای فرهنگی و برگزاری جلسات و... امکاناتی را در اختیار گذاشته اند...

6-    سوال كننده دوم: اما شما صدها میلیارد تومان پول دارید. اینها را از کجا آورده اید؟ شما که ارثیه‌ای نداشته اید و کار اقتصادی فوق العاده‌ای نکرده اید. این وضع همان شائبه ثروت طلبی و قدرت طلبی را دامن می‌زند.
واقعیت این است که قدرت طلبییا ثروت طلبی در كار نبوده است و نشانه‌های متعدد و دلایل محكم هم مؤید آن است. ولی اگر مسائل شما اینطور حل می‌شود ابایی ندارم که بگویم قدرت طلبی کرده ام. اما این چطور قدرت طلبی و شهرت طلبی است كه طرفهای مقابل تو را نشناسند، ناشناس باشی، حتی اسمت را هم نمی‌دانند، با آنها برخوردی نداری و هیچ مزد مادی و معنوی از جانب آنان به تو نمی‌رسد. یک نفر طنابی دارد، از نوع طنابهایی که با آن اسب می‌گیرند، بعد او را متهم می‌کنند به اینکه تو می‌خواهی با این طنابت ماهی‌ها را بگیری. او می‌گوید این دو تا با هم جمع نمی شوند و مثل این است که به کسی بگویی تو می‌خواستی با یک کوزه آب، خانه‌ای را به آتش بکشی. این نوع فرضیات شما به قدری متناقض است كه حتی اگر به هیچ كدام هم جواب داده نشود، خودشان خودشان را رد و نقض می‌كنند. کدام صدها میلیارد تومان. شما نشان بدهید، همه را به شما می‌بخشم. من حتییک اتاق هم برای خانواده ام ندارم. اگر هست، مالِ شما. ماشین و دوچرخه هم ندارم. با این حال شاید یک در هزار هدیه‌هایی که داده شده است، پذیرفته شده اما همان هم به بنده نرسیده است. میلیاردر شدن در شرایطی که ما هستیم در یک روز هم امکان پذیر است و اگر ضرورت ایجاب کند آن هم انجام می‌شود.

7-    سوال کننده دوم: شما عده زیادی محافظ دارید. یك گارد چند صد نفره. داشتن یک محافظ هم مجوز می‌خواهد. علت داشتن این همه محافظ و مراقب چیست؟ با چه مجوزی این کار انجام می‌شود؟
من حتییک نفر هم بعنوان محافظ خودم نمی شناسم و ندارم. اگر شما یکی اش را نشان دادی، چند صد تای آن هم قبول است. گاهی پیاده روی می‌روم و یکی دو نفر از دوستان همراه می‌شوند. من می‌گویم و آنها می‌نویسند یا ضبط می‌كنند. مطالب زیادی اینطور نوشته و ثبت شده. وقتی هم تعداد دوستان بیشتر می‌شود با تعداد بیشتری قدم می‌زنیم و حرف می‌زنیم. تا امروز نه محافظ داشته ام نه كسی از جانب من خود را به عنوان محافظ من می‌شناسد
.
8-    سوال کننده دوم: با رعایت کدام مؤلفه‌های امنیتی و حفاظتی افراد را ملاقات می‌کنید؟
در ملاقات با افراد ملاحظات امنیتی خاصی لحاظ نمی شود... بسیاری از كارهایم را براساس نشانه‌ها و مشاهدات و دریافتها انجام می‌دهم. در برخی از موارد، مبنا را رؤیاها می‌گیرم اگر معتبر باشد و هر کسی را که احساس می‌کنم ضروری است ببینم، می‌بینم. در بدترین شرایط امنیتی هم خیلی‌ها را دیده ام.

9-    سوال كننده دوم: در سخنرانی شما در استادیوم شهید شیرودی چرا نیروی انتظامی و امنیتی شما را دستگیر نکردند با وجود آنکه نیروها به اندازه كافی زیاد بودند.
این را باید از آنها بپرسید كه چرا نگرفتند. ما برای خدا كار می‌كردیم. آن سخنرانی‌ها هم برای خدا و درباره كلام خدا بود...

10-           ...
11-           شما با بعضی از بزرگان ارتباط دارید که تا جایی که ما می‌دانیم بیشتر آنها از طریق پیک و واسطه است. دلیل این ارتباط شما چیست؟
جوانان و مخصوصاً مردمی که با آنها در ارتباطم، با مسائل و فشارهای بسیاری روبرو هستند که بعضی از آنها می‌تواند به دست ایشان باز شود. با توجه به عصر جدید معنویت، مسائل متعددی در جهت تطبیق اعتقادات مذهبی با معنویت مدرن وجود دارد که این هم نیاز به پاسخ دارد... از یک طرف هم از کودکی و نوجوانی سؤالاتی در بارۀ دین و معنویات داشتم. جواب آنها را از هر کس که حدسش را می‌زدم که شاید بداند، می‌پرسیدم. برای بعضی از آنها جوابهایی هم داشتم و هنوز هم می‌خواهم بدانم کاملترین جواب کدام است.

12-           سوال كننده دوم: ولییک حدس قوی‌تر هم در مسئله هست که شما می‌خواهید آنها را هم مرید خود بکنید. شما با هر کس برخورد می‌کنید تجربه نشان داده که محصول آن مرید شدن و جذب کردن است. آیا در ارتباط با آنها هم واقعاً همین قصد را ندارید؟
اگر واقعاً اینطور باشد که من هر کسی را ببینم فوراً مریدم می‌شود چرا خود شما نیستید؟ چرا این همه دشمن و بدگو وجود دارد؟ جدای از اینکه من خواستار مریدسازی نبوده و نیستم اما اگر کسی بتواند یک عالم را منحرف کند یا با خودش همراه نماید، او باید داناتر و تواناتر از طرف مقابل باشد. بعد، مگر محتوای صحبتهای ما چه چیزی جز سوالات علمی و اعتقادی بوده است. اگر من می‌توانم اعتقادات آنها را از آنها بگیرم باید بتوانم اندیشه‌های قویتر، نورانی‌تر و ریشه‌ای‌تر به آنها بدهم. البته بعضی از آقایان را دیدم و آن آقایان هم با من همراه نشدند و این حرف شما خالی از توهین به آن اعتقادات هم نیست.

13-           در انتخابات ریاست جمهوری چرا آقای... و دو سه نفر دیگر از شاگردان شما با كاندیداهای ریاست جمهوری مذاكرات داشتند؟
آنها در فشارها و تهدیدهای شدید بودند و می‌خواستند بدانند كه چه كسی به آنها احتمالاً كمك خواهد كرد، چه در همان زمان و چه در آینده که ممکن است فرد رئیس جمهور شود. .. ضمن اینكه می‌خواستند آنها را بیشتر بشناسند و زمینه‌های تعامل احتمالی با آنان را مشخص كنند.

14-           احتمالاً سفرهای خارجی شما زیاد باشد. بیشتر به کدام کشورها رفت و آمد می‌کنید؟
تا به حال سوار هواپیما نشده ام. با ماشین یا كشتی هم به مسافرت خارجی نرفته ام...

15-           انگیزه شما از نامه نگاری و پیغام رسانی‌ها به رهبران و شخصیتهای داخلی و خارجی چیست؟
روشن است. می‌خواهم نظراتم را و آنچه را كه به عنوان راه حل و تدبیر می‌دانم و فكر می‌كنم بهترینهاست به آنها بگویم. از این طریق نظراتم را در مواردی که ضروری می‌دانم به آنها اعلام کرده ام.

16-           سوال كننده دوم: خیلی از شاگردان شما در حالی كه قرآن می‌خوانند، حجاب اسلامی ندارند. روسری‌های كوتاه و شلوار ساق كوتاه می‌پوشند. خیلی از پسرها به نحو دیگری مسائل شرعی را رعایت نمی‌كنند. شما بجای توصیه به خواندن قرآن و نماز بهتر نیست اول این مسائل را حل كنید؟
این روش ماست. شما هم می‌توانی در ارتباط با جوانان با روش خودت عمل كنی. من خودم خیلی چیزها را رعایت نمی‌كنم، چطور می‌توانم به آنها توصیه كنم كه رعایت كنند. من آدم متشرعی نیستم و اگر در محك احكام و جزئیات آن بروم، پر مسئله هستم. یا ایها الذین آمنوا لم تقولون ما لاتفعلون. ‌ای اهل ایمان چرا چیزی را می‌گویید كه به آن عمل نمی‌كنید!؟ ما انسانها امروز دهها بیماری داریم، از سرماخوردگی تا سرطان و جذام روح. مهم این است كه ابتدا از مرگ نجات پیدا كنیم. كسی كه قرار است تا قبل از صبح فردا بمیرد، چه فایده اگر سرماخوردگی او را هم درمان كنی؟ بزرگترین كاری كه در حق او می‌شود كرد این است كه ابتدا او را از مرگ نجات دهید.

17-           سوال كننده دوم: اینکه مردم بیایند به حرف شما قرآن و نماز بخوانند اشتباه است. آیا قبول دارید؟

بالاخره مردم به حرف کسی نماز و قرآن می‌خوانند. کسانی هم که امروز دارند می‌خوانند یا خود شما، به حرف کسی خوانده اید. یک دعوت کننده‌ای بوده است. اما شاید این کار از دیدگاهی بسیار بدبینانه، اشتباه باشد یعنی اینطور استدلال شود که اگر عده‌ای به حرف کسی قرآن و نماز بخوانند پس به حرف او هر کار دیگری هم ممکن است بکنند. همان موضوعی که چند سال پیش هم گفتید که شاید من می‌خواهم در سالهای آینده بر خلاف سالهای گذشته، در آینده‌ای نامعلوم، دست مردم اسلحه بدهم. البته واقعاً این حرفها را فقط تا بحال از شما شنیده ام و این و حرفهای مشابه حتی به صورت فکر هم به ذهنم خطور نکرده است. چند سالی هم از آن می‌گذرد اما دیدید که اتفاقی نیفتاد بلکه هماهنگی‌ها بیشتر شد. و احتمالاً‌ به ذهن اكثر دوستان هم خطور نكرده است. از دیدگاه بعضی از سیاسیون، این جمعیت می‌توانست حجم متراكمی از فرصتها و امكانات و رویاهای تحقق یافته سیاسی تلقی شود كه با آن می‌شد، هر كاری انجام داد اما ما با سیاست بازی ارتباطی نداشته ایم و كارمان فقط در زمینه‌های معرفتی و معنویتی بود. ظاهراً مولد این فكرها و ایده‌ها تا امروز، فقط شما و دوستان شما هستند. فكر جنگیدن و استفاده از اسلحه را این جوانان حتی به خواب هم نمی بینند. آخر اسلحه برای چه. در برابر چه كسی؟ اینها دشمن بی خدایی اند. دشمن جهل و ناآگاهی اند. اما حتی برای جنگیدن با اینها هم اسلحه شان تفکر و تحلیل و برنامه ریزی است. اسلحه اینها اسم خداست. كلمه خداست. قلم و كلام و اندیشه است. آن هم در جهت خدا و مردم و زندگی خوبتر. کسی را که سر سفره و در خانه خودش نشسته است چطور می‌توان متهم کرد که تو قصد داری ظرفهای غذا را بشکنی، سفره را پاره کنی و نگذاری بقیه هم غذایشان را بخورند. او می‌پرسد مگر من چه کاری کرده ام. تو می‌گویی، کاری نکرده‌ای اما من حدس می‌زنم تو این کار را بکنی. شما در برابر این همه خرابی و ویرانگری مسئولید و باید به اسلام و قرآن و نگاهبانان قرآن و حافظان اسلام پاسخ دهید. و تحمیل این افکار و اتهامات به کسانی که حتی در خواب هم آن را ندیده اند، ضربه بزرگی است. خاطراتی از جریانهای مختلف در ذهن شما هست که شما را وادار به شبیه سازی می‌کند. این یکی از ویژگی‌های ذهنی انسان است که سعی می‌کند هر پدیده تعریف نشده‌ای را با یکی از پدیده‌های تعریف شده قبلی تطبیق دهد.






18-           ...
19-           با وجود خود شما، چرا آنها برای حل مسائل خود به مراجع و بزرگان مراجعه کردند؟
قبلاً هم چند بار عرض کردم، من مثل شما مذهبی و متشرع نیستم و سواد مذهبی ندارم. از بزرگان که هیچ، بدون تعارف و تواضع، از کوچکان حیطه دین هم نیستم...

20-           سوال كننده دوم: چند سال پیش در جلسه‌ای که می‌گویید با... داشته اید چه مطالبی مطرح شد. چرا همان زمان تكلیف این مسائل یكسره نشد؟
ایشان خواستند که... و من هم این را مطرح کردم که اگر امکان پذیر شود می‌توانیم دانشگاه علوم باطنی و متافیزیکی را در ایران راه اندازی کنیم. در آن جا هم متاسفانه و شاید واقع بینانه، خودم را اصلی ترین مرجع علوم باطنی در دنیا می‌دانستم و یکی از چیزهایی که این اعتقاد را تقویت می‌کرد ملاقاتهایی بود که با اکثر شخصیتهای مدعی در موضوع داشتم... متاسفانه تا امروز، با کتابی، کسی، اندیشه‌اییا منبعی برخورد نکردم که بزرگی آن بتواند مرا در این باره دچار تردید یا ابهام کند که کسی علوم باطنی، دانش تفکر و مشاهده و روش‌های اینچنینی را به اندازه بنده یا حتی شبیه یا نزدیک به آن بداند. البته دوستان هم در همه دنیا چنین افرادی را جستجو کرده‌اند و لااقل تا امروز پیدا نکرده اند... از گفتن این حرفها متاسفم و در این سالها هم نگفته ام اما فکر می‌کنم بیان این حرفها برای رفع ابهامات ضروری است.

21-           تعدادی از بچه‌های شما با مسئولین ارتباط مستمر دارند. دلیل این ارتباط چیست؟
آنها به نمایندگی از تعداد دیگری كه سالهاست تحت فشارها و تهدیدهای رو به گسترش هستند با این افراد مكاتبه دارند تا برای كاهش فشارها و خطرات راهی بیابند... به دلیل ارتباط با من، نشریه هایشان تعطیل می‌شود،‌ از كار اخراج می‌شوند و كلاً ‌برخوردهای ناعادلانه‌ای با آنها صورت می‌گیرد. احضار می‌شوند، از حقوق قانونی خود محروم می‌شوند، برایشان خط و نشان می‌كشند، آنها هم به دنبال راه حلی قانونی برای این مشکل هستند. فکر می‌کنم اکثر این تهدیدها از جانب شما و دوستان شما باشد. احتمالاً شما هم این را قبول دارید.

22-           به گفته یكی از شاگردان خود شما، چند سال قبل شما در یكی از افراطی ترین گروهها بودید. آیا واقعاً شما عضو... بودید؟
آنها اول بعنوان یک متهم با من برخورد کردند. موهایم روغن زده بود. بعد که با آنها حرف زدم و مسائل و راه حل هایشان را گفتم آنها در کارهایشان مشورت می‌کردند. بعدها متهم‌هایی را که می‌گرفتند من آنها را آزاد می‌کردم. و از این طریق ارتباط ما با هم برقرار می‌شد و آنها بینش دیگری پیدا می‌کردند. البته جرایم آنها چیز خاصی نبود. مشكل غالباً موها و لباسشان بود. همین شد یكی از راههای ارتباط با جوانان. بعضی از آن جوانان امروز هم با ما هستند. آنها تبدیل به محقق و متفكر و سخنران شدند.

23-           درباره استراتژی انقباضی كه در برنامه یاسین چندین بار تكرار شده است، بیشتر بگویید.
روش انقباضییعنی عدم انبساط و گسترش. عدم تبلیغ و جذب مردم. بجای زیاد شدن کمیت ها، کیفیت کار را زیاد کنیم. جلسات و سخنرانی کمتر و کمتر شود، ارتباط‌ها کمتر شود، فعالیتها کاهش یابد... از همان اوایل این رویكرد انقباضی و عدم گسترش را به عده‌ای از دوستان ال یاسین كه مسئول تشكل‌ها بودند،‌ توصیه كردم...
برگرفته از کتاب آمین – جلد اول

معجزه گری، جادوگری، فیاض یا هنرهای ماورائی




معجزه گری، جادوگری، فیاض یا هنرهای ماورائی
به روایت ال یاسین (شاگردان ایلیا میم)
یكی از اتهاماتی كه در محافل مختلف بر علیه ایلیا مطرح می شد یا حتی در بعضی از سخنرانی ها بصورت سؤال طرح می شد، اتهام ساحری و جادوگری بود. از اولین سالی كه ایلیا رسماً آموزش های خود را برای عموم مردم شروع كرد این اتهام به شكل های مختلف مطرح می شد و ما می دانستیم كه از چند سال قبل هم همواره این اتهام مطرح بوده است. حتی بعضی از افرادی كه ارتباط خانوادگی با او داشتند او را متهم به سحر و جادوگری می كردند و از همان دوران نوجوانی بعضی ها ایشان را ساحر و جادوگر می دانستند. منتهی ساحری كه سحر و جادوی خود را به هیچ قیمتی نمی فروشد، حاضر نیست با آن برای كسی كاری انجام دهد و فقط آن را به عده ای «دیوانه و سرسپرده» آموزش می دهد. نمی توان گفت كه این اتهام مثل اتهاماتی از قبیل تكثرگرایی، تبلیغ مسیح و كتاب مقدس و كفر و الحاد، اتهامی سازمان یافته و برنامه ریزی شده بود، چون سابقۀ آن به سالها پیش از آموزش های عمومی باز می گشت و دلایلی هم وجود داشت كه زمینه را برای این اتهام فراهم می كرد.
ایلیا از سالهای نوجوانی با بعضی از بزرگان باطنی و اقطاب ارتباط داشت. به ملاقات آنها رفته بود و مدتی را با هر یك از آنان سپری كرده بود. در میان این افراد دو سه نفر (در كویر مركزی ایران) بودند كه به روش های حروفی، عددی، ارواح و كلاً علم سیمیا و تسخیر اشتغال داشتند. ایلیا علاوه بر بهره گیری از دانایی و خرد بزرگان دیگر، یافته های بسیاری ازاین افراد داشت. از طرفی از همان نوجوانی همواره وقایع عجیب و خارق العاده ای از او دیده می شد. كارهایی كه برای بینندگان توضیح آن از چند حال خارج نبود. یا معجزه است یا جادو. بعضی ها هم كه  با بدبینی و انكار نگاه می كردند به این نشانه های عجیب كه همگی آنها حاكی از پشتیبانی الهی و حمایت خداوند بود می گفتند توهم زدگییا چشم بندی. اما تكرار این اتفاقات خارق العاده به حدی بود كه توهم بودن آنها توصیفی تمسخرانگیز و كاملاً نامعقول به نظر می رسید. دلیل دیگری كه بعضی ها به این اعمال خارق العاده، سحر و جادو می گفتند، زمینۀ فرهنگی نامساعد بود. به فرض در همان سالهای نوجوانی، در حالی كه بسیاری از ما كه كارهایی خارق العاده و بزرگ را از او دیده بودیم و به این امر ایمان مطلق و یقین كامل داشتیم، به این كارها می گفتیم معجزه و منظورمان از معجزه، عملی خارج از عرف و توانایی های بالفعل در سطح انسانهای عادی بود. اما در همان زمان این واژه برای بقیه، حتی بقیه ای كه خودشان تجربه كرده بودند و باور داشتند قابل قبول نبود چرا كه معجزه برای آنها به معناییك ویژگی اختصاص یافته به انبیاء بود بنابراین بعضی از آنها به آن می گفتند كرامت و بعضی ها می گفتند سحر و جادو است. آنها هم مثل ما راه دیگری نداشتند. همان چیزی را می گفتند كه ذهنیت و فرهنگ مربوطه به آن اجازۀ بیان می داد. اگر این اتفاق ها در هندوستان رخ داده بود به آنها می گفتند صیدهی (سیدهی) یا لیلاز (بازیهای الهی)، اگر در چین رخ داده بود می گفتند نیروهای آسمان. تانتریست ها به آن نیروهای كندالینی می گفتند. شمن ها به آن اقتدار روح می گفتند و احتمالاً در فلان كشور متعصب و مسلمان به آن معجزه می گفتند و خون دارندۀ آن را پاك می دانستند چون می گفتند كه این معجزه است و اختصاص به پیامبران داشته. شانسی كه ایلیا داشت این بود كه در فرهنگ عرفانی و شیعه، جایی بعنوان كرامت برای این موضوع باز شده بود. ایلیا اعتقادی نداشت كه اینها معجزه یا كرامت یا جادوگری است. از آنها در چند طیف حرف می زد. طیف اول كه كارهاییبزرگ بود و او خودش هم می گفت من هم مثل شما شاهد هستم و واقعاً حیرت زده می شد. می گفت اینها مربوط به من نیست. هیچ كدام از این كارها را انجام نداده ام و نمی توانم انجام دهم، هیچ اختیاری در وقوع آنها نداشته ام. نمی دانم كه چطور اتفاق می افتند. او می گفت اینها كار من نیست، كار هیچ كس نیست و اگر كسی بگوید اینها را من انجام داده ام یا اشتباه می كند یا به دروغ آلوده شده. اینها فیض و بخشش خداست. بركات و بارش های الهی است. اینها قدرت خداست و كار خداست نه كار من یا دیگری. می گفت اینها دعاهای روح است كه مستجاب می شود و به دست روح خدا رخ می دهد..

وقایع فیاض و قانون من یشاء
من به این طیف از اتفاقات و نشانه ها می گفتم فیاض چون ایلیا با كلماتی مثل كرامت و معجزه و اینها موافق نبود.
ما شاهد بودیم و این شهادتها را بصورت دسته جمعی می نوشتیم و ثبت می كردیم و اگر میسر می شد از شاهدان و تجربه كنندگان فیلم ضبط می كردیم كه در آن تجربه ها، یافته ها و مشاهدات خود را توضیح می دادند. ما شاهد بودیم كه در همان سالها او هر چیزی كه بصورت قطع و مسلم می گفت اتفاق می افتاد و اینها یكی و دو تا و صد تا نبود كه بگویم تصادفی بود بلكه چون توجه ما به آن جلب شده بود آنها را به دقت دنبال و ثبت و مستند می كردیم. او خودش هم ایمان محكمی داشت و حد و مرزی برای دعا كردن و كلماتی كه در اتكاء به خداوند بیان می شود و به ثمر می رسد، قائل نبود. او برای آنكه ما را تسكین دهد و از بزرگ شدن خود در ذهن ما جلوگیری كند یك دورۀ بینشی را به ما پیشنهاد كرد. ما آیات و احادیث زیادی را مطالعه و بررسی می كردیم كه در همۀ آنها بیان شده بود كه هر كسی با ایمان از خداوند چیزی بخواهد، رخ می دهد. هر كسی واقعاً دعا كند دعایش مستجاب می شود. هر كلمه ای كه با ایمان و یقین گفته شود تحقق پیدا می كند. هر كسی ممكن است از فیض و رحمت و روح خدا برخوردار باشد. هر كسی كه به خدا توكل كند، قادر به انجام هر كاری است... اسم این دورۀ بینشی «من یشاء» بود كه چكیدۀ آن می شد اینكه خداوند هر چیزی كه بخواهد به هر كسی كه بخواهد می بخشد. روح خود را، رحمت و فیض خود را، قدرت و نور خود را، بركات و امدادهای خود را و هر مقام و حالتی كه بخواهد.
این دورۀ كوتاه به ما این كمك را می كرد كه بدانیم همۀ این اتفاقات ممكن است برای هر انسانی و حتی خود ما رخ دهد و بعد وقتی كه ایلیا می گفت اینها معجزه نیست، راحت تر باور می كردیم. ایمان ایلیا آنقدر بزرگ بود كه ما گمان نمی كردیم كاری وجود داشته باشد و او نتواند انجام دهد. همان زمان می گفتند كه او مرده را زنده كرده، یك بار هم پرنده ای مرده را زنده كرد. چند مرتبه بیماران لاعلاج را فقط با یك كلمه شفا داده ...
او اصرار داشت كه اتفاقات «فیاض» را انجام نداده و تأكید می كرد كه نقشی در آنها ندارد و قادر به تكرار آنها نیست. او نقش خود را در این اتفاقات در حالی انكار می كرد كه بسیاری شاهد وقوع آنها بودند و شاید همین انكار او سبب می شد كه ایمان و باور دیگران بیشتر شود.

Zx و روش های روح گرا و تكنولژی باطنی
طیف دیگری از اتفاقات خارق العاده و اعمال عجیب اتفاق می افتاد كه ما به آن می گفتیم فنون باطنی كه به روش هایnx و zx شناخته شده بودند. این اعمال تفاوتهای زیادی با اعمال فیاض داشت و تفاوتش مثل آب كشیدن از چاه با سطل در مقایسه با چشمه و رودخانۀ جاری بود. مثل تفاوت آبگیر و دریا بود. مثل تفاوت تجربۀ كوهپیمایی با دیدن كوهپیمایی در تلویزیون بود ولی همین nx ها و zx ها هم با توجه به دانش جهانی و متعارفی كه در این زمینه وجود داشت، بی نظیر و خارق العاده بودند. اینها یك نوع تكنولژی باطنی و ذهنی بودند كه البته شباهتی هم با مهندسی ذهن كه بعداً در آمریكا بر سر زبانها افتاد نداشتند. ایلیا این روش های روح گرا را در دوره ای به نام دورۀ نجومی كه به آن دورۀ اسرار یا روح زایی هم گفته می شد به افرادی كه به آنها خیلی اعتماد داشت و آنها را شایسته و آماده می دید، تعلیم می داد. خود او احاطۀ استثنایی و كاملی در این فنون باطنی (nx و zx؛ تكنولژی باطنی) داشت اما بعضی از شاگردان او نیز بزودی در شاخه هایی از این فنون مهارت پیدا كردند. zx شامل هفت شاخۀ كلی و بزرگ و چند شاخۀ فرعی است. هر كارورزی در یكی از شاخه های فرعی تمرین و تجربه می كرد اما ممكن بود بتواند در دو یا سه شاخۀ فرعی هم وارد شود. در nx ها و zx ها فنون زیادی وجود داشت كه بسیاری از آنها را خود ایلیا طراحی كرده و توسعه داده بود و بعضی ها هم فنون معروف و كهنی بودند كه در مكتبهای باطنی به آنها اشاراتی شده بود. فنون انتقال روح، ارتباط روحی، انتقال انرژی، دریافت و تبدیل انرژی، روش های كهن درمانگری باطنی، فنون صید نور، روش های نگاه به آینده، روش های تفسیر نشانه های طبیعی و تغییرات پیرامون و دهها فن و مانند آنها.
خود این دوره، آموزش های آن، باخبرشدن اجتناب ناپذیر خانوادۀ بعضی از كارورزان از آن (به دلیل مشاهدۀ تمرینات و تحقیقات بچه ها) سبب شد كه شایعۀ ساحر و جادوگر بودن ایلیا بیشتر و بیشتر مطرح شود. برداشت افراد ناآشنا، از این تمرینات و تحقیقات، عمدتاً جادوگری و ساحری بود. بزودی این كارورزان توانستند كارهای عجیب انجام دهند و گاهی ناخواسته دیگران یا خانواده های آنها در جریان این كارها قرار می گرفتند؛ كارهایی كه سابقاً فقط در بارۀ خود ایلیا گزارش شده بود. و همین اتفاق، شایعۀ سحر و جادوگری را نیرومندتركرد. ایلیا مدتها از شیوۀ ضاد كه شباهت هایی با روش های زندگی ملامتیون داشت استفاده می كرد و در مقطعییك چهرۀ غیرمذهبی از خود نشان داده بود، این هم دلیلی شد كه به كارهای خارق العاده ای كه از او گزارش می شد بگویند سحر و جادو یا قدرت شیطانی. وقتی هم كه ایلیا آموزش های عمومی خود را شروع كرد همین اتفاق منتهی در سطح وسیع تری افتاد. شاهدان، تجربه كنندگان، كسانی كه او را می شناختند و با تعالیم او آشنایی داشتند به همۀ این اتفاقات خارق العاده و كارهای بزرگ كه برای افراد مختلف رخ می داد می گفتند معجزه و كسانی هم كه با بدبینی و بداندیشییا شكاكیت به آن نگاه می كردند می گفتند قدرت شیطانی است، او شیطان است و از شیطان استفاده می كند، جن و ارواح را در اختیار می گیرد. كسانی هم كه تقریباً از هیچ چیز خبر نداشتند و از فاصله های دور دربارة این اتفاقات یا حتی آموزش های او قضاوت می كردند می گفتند اینها چشم بندی و شعبده و توهم است. در حالیكه این درست مثل آن بود كه مثلاً من بگویم شهرها دروغ اند؛ خانه ها، خیابانها، كوهها و آسمان دروغ است و فقط اینطور به نظر میرسد. این تجربه ها مربوط به صدها و هزاران نفر بود و روز به روز بر شمار تجربه كنندگان و شاهدان افزوده می شد. حتی خود ایلیا هم نمی توانست جلوی این موج را بگیرد و بارها اظهار حیرت می كرد و واقعاً حیرت زده می شد. از سال 1384 كه برخوردهایی كه با استاد و جمعیت می شد اوج گرفت، ایلیا دوباره دوره های نجومی و كارورزی روح زایی را فعال كرد و تعداد بیشتری از كارورزان در نقاط مختلف و توسط مربیان مختلف به این حوزه وارد شدند. این به معنای كاهش فعالیتهای اجتماعی و عمومی، و افزایش رویكردهای باطنی بود. تجارب و اتفاقاتی كه بدون حضور او رخ می داد بسیار بیشتر از گذشته بود. ما گزارش های زیادی را داشتیم كه شاهدان و تجربه كنندگان می گفتند كه ایلیا را در نقطه ای دیگر دیده اند و او برای آنها كارهایی انجام داده است. اما در همان زمانها ایلیا مثلاً در حال سخنرانی در مكانی دیگر بود. بعضی ها تجاربی را در رؤیا با او داشتند و بعد آثار غیرقابل انكار آن را در بیداری می دیدند. بسیاری پیش از آنكه او را دیده باشند یا چیزی در بارۀ او شنیده باشند، رؤیاها و تجاربی را در بارۀ او گزارش می كردند و همۀ گزارش ها به دقت ثبت و ضبط و مستند می شد.
به مرور تعداد بیشتری از شاگردان ایلیا توانستند به اعمالی دست بزنند كه در فرهنگ عمومی، كارهای فوق العاده و غیرقابل باور یا حداقل كرامت محسوب می شد. اما اینها ربطی به كرامات نداشتند بلكه روش هایnx و zx بودند.
آخرین روشی كه دشمنان برای بی اثر ساختن این اخبار و گزارش های مستند و مردمی، به آن متوسل شدند، تحریف و توجیهات منفی بود. آنها بعد از دسترسی غیرقانونی و غیرانسانی به تعداد كمی از گزارش های مستند مردمی سعی كردند از طریق مونتاژ و تكه برداری، به جعل و تحریف این گزارش ها و مشاهدات و تجربیات بپردازند. بنابراین یكی از نهادهای ... فیلمی تحریفی و مونتاژی را از این موضوع تدوین كرد اما سعی داشت خود را در پشت موسسات خصوصییا دیگر دستگاههای ... پنهان و كار را به نام آنها تمام كند. این حقۀ كهنه كارساز نبود زیرا اصل گزارش های مستند و مردمی وجود داشت، خود آن مردم و شاهدان و تجربه كنندگان هم زنده بودند و از طرفی بخش اعظم گزارشات مستند و اخبار مكتوم از دسترس تحریف كنندگان خارج بود. در اقدامی دیگر، آنها سریالها و میزگردهایی تلویزیونی را طراحی كردند تا با استفاده از آنها بتوانند به مردم بگویند درست است كه این اتفاقات، رؤیاها و وقایع واقعیت دارند اما همۀ اینها شیطانی است. ساخت فیلم و سریال تلویزیونی و برنامه های رادیویی و رسانه ای به نحوی كه بتواند خود ایلیا را تخریب نماید و تصویری منفی و سیاه در افكار عمومی از او انعكاس دهد، شدت گرفت. این حقۀ جدید مبتنی بر این دیدگاه بود كه برای نابود كردن یك تعلیم یا واقعه، كافی است معلم و فرد اصلی را تخریب كنی. آنها نمی توانستند خود تعلیمات و كارهای ایلیا را تخریب كنند چون تعلیمات او با قرآن و كتب مقدس همخوانی داشت بنابراین به تخریب معلم روی آوردند با این اعتقاد كه به جای آنكه شاخ و برگ و میوه های درخت را نابود كنیم، به جای تبر زدن بر تنۀ درخت، ریشۀ آن را نابود می كنیم.

«منافقان و منكران حق همه چیز را بدبینانه نگاه می‏كنند و محكوم می‏كنند. آنها بر ضد هر حقی موضع می‏گیرند و به هر حریمی تجاوز می‏كنند زیرا خود آنان پیش از این محكوم شده‏اند و حریم خود را از دست داده‏اند..».                                        ایلیا «میم»


برگرفته از کتاب آمین – جلد اول