‏نمایش پست‌ها با برچسب زندگی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب زندگی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲ تیر ۲, یکشنبه

نامه سرگشاده جمعیت ال یاسین




نامه سرگشاده جمعیت ال یاسین
در سال 1387

بسم الله الرحمن الرحیم
استاد فتاح معروف به ایلیا «میم» بعد از سالها تهدید و فشار توسط یكی از نهادهای مرموز امنیتی با عنوان اداره ضد ادیان و فِرَق، معروف به اداره ضد ادیان در تاریخ 7/3/1386 دستگیر و به یکی از سلولهای ویژۀ زندان 209 اوین منتقل شد. بعد از شروع تهاجم رسانه‌ای که رأس پیکان آن از طریق اداره ضد ادیان و با واسطه هایی، در یك روزنامۀ افراطی ظاهر شد و بعد از اوج گرفتن این تهاجم روانی در زمستان سال 1385، بالاخره چند ماه بعد و به گفته اداره ضد ادیان، قرار بر این شد كه استاد ایلیا «میم» در زمان مناسب و بدون اطلاع شاگردان و پیروان دستگیر شود. برخی از اتهامات گفته و ناگفتۀ ایلیا، عبارت بودند از بدعت گذاری در دین، مسیحیت گرایی و تبلیغ مسیح، اشاعۀ پلورالیزم و تکثرگرایی معنوی، توطئه بر علیه نظام اسلامی، استحالۀ دینی از طریق تلاش برای پیوند دین اسلام، مسیحیت و یهود، گسترش لیبرالیزم معنوی و اسلام آمریکایی و برخی اتهامات متعارف که در این گونه موارد مطرح می‌شود، مانند: توهین به مقدسات، تبلیغ بر علیه نظام و اقدام بر علیه امنیت ملی از طریق راه اندازی تشکیلات سرّی و مخفیانه و فرقه سازی (ایلیائیسم).
اما در واقع جرم او یک چیز است: مخالفت با اسلام خشونت طلب، مخالفت با دینداری خشن و القاعدۀ فرهنگی؛ اشاعۀ آزادی معنوی و معنویت آزاد (اما در چارچوب قرآن)؛ مخالفت با قرائت دینی منجمد و جمود آور؛ و تفسیر قرآن با دیدگاهی متفاوت. طی پنج ماه گذشته اخبار موثق زیادی از زندان دژخیمان فرهنگی که مسئولیت آن بعهدۀ اداره ضد ادیان است به گوشمان رسیده است. ایلیا در همۀ این ماهها تحت شدیدترین فشارها و شکنجه‌های روحی و روانی برای انکار گذشته، انکار حقایق و انکار کارهای بزرگی که طی پانزده سال گذشته توسط او و حرکت او به وجود آمده، قرار دارد. به توصیۀ استاد پیروان او ماهها سکوت کردند و در خاموشی به تفکر و تأمل پرداختند تا بلکه مسئولین مربوطه، خود به القاعدۀ فرهنگی و طالبان مذهبی ایران پاسخ دهند. اما ماهها گذشت و از واکنش مسئولین خبری نشد. این بی واكنشی به دلیل توجیهات جعلی و تحریفات و سندسازی‌ها و مونتاژهایی بود كه اداره ضد ادیان بر علیه استاد و پیروان او تهیه كرده بودند و به صورت خبرنامه‌ها و بولتن‌های ویژه به مسئولین ارائه می‌دادند. بنابراین از امروز ما خود تصمیم گرفتیم تا متناسب با شرایط روز، به میدان بیاییم. بیش از چند ماه است که بزرگترین اندیشه‌های زندگی بخش و عصارۀ افکار و کلام بزرگان در مسلخ تفتیش گران عقیده و قصابان اندیشه و آزادی و معنویت است. و ما در پاسخ به همۀ این ظلم‌ها از امروز تلاش می‌کنیم تا حقایق را فریادوار برای همۀ جهانیان آشکار کنیم.
ایلیا «میم» از سن شانزده سالگی برآیند تحقیقات، تفکرات و مشاهدات خود را در ارتباط با جنبه‌های باطن گرایی و علوم باطنی در قرآن و کلام خداوند و بنابراین تفسیر معناگرا و باطن محور از کلام خدا، در سطح محدودی از شاگردان عملاً آشکار نمود. این تعالیم عملی و نظری تا سالها بعد در همین سطح محدود جریان داشت تا اینکه در سن 23 سالگی اولین دورۀ عمومیسخنرانی‌های استاد ایلیا «میم» در تهران آغاز شد و با استقبال فوق العاده و گسترده مردم و بویژه جوانان، دانشجویان و اصحاب قلم و فرهنگ و فکر، مواجه گردید. استقبال از سخنرانی‌های استاد به حدی بود که بعد از مدت کوتاهی هیچ یک از سالنهای سخنرانی موجود در تهران گنجایش پذیرش همۀ حاضران را نداشت. به همین دلیل جلسات سخنرانی در زمانهای مختلف از طریق فیلم یا نوار صوتی تکرار می‌شد. طی سالهای بعد و به دلیل اعمال محدودیتهای همه جانبه و فشارهای مختلف اداره ضد ادیان، جلسات سخنرانی کمتر برگزار می‌شد. هر چند روز حملۀ جدیدی از طرف القاعدۀ فرهنگی و طالبان مذهبی که پیوسته خواستار كنترل كامل حوزه‌های دین و فرهنگ برای انواع استفاده‌های ابزاری می‌باشند، صورت می‌گرفت. تا اینکه در یكی از جلسات سخنرانی در استادیوم شهید شیرودی تهران، برای اولین بار تهاجم فیزیکی و آشکاری بر علیه استاد انجام شد که به دلیل موضع گیری و دفاع قدرتمند مردم، نقشۀ دستگیری استاد در این روز با شكست مواجه گردید. بعد از این اتفاق، حجم تهاجم و موج ترور شخصیتی و اجتماعی استاد ایلیا «میم» شکل جدیدی به خود گرفت و با شدت بیشتری در خبرنامه‌های خشونت طلب و طالبانی ظاهر شد. طبق خبر رسمی خبرگزاری فارس، چهار نهاد بزرگ امنیتی و فرهنگی مأمور برخورد با استاد ایلیا «میم»، طرفداران او و كلیه جریانهای معنوی شدند. ساخت برنامه‌های تلویزیونی و القاء پیام‌های انحرافی به مردم، ساخت برنامه‌هایی نظیر میزگرد‌های فرهنگی و بررسی معنویت جدید، انتشار اخبار دروغ در بارۀ استاد در رسانه ها، نسبتهایی مانند مسیحای جدید، دالایی لامای ایران، حلقۀ بعدی اشو راجنیش و کریشنا مورتی، پیامبر غیرمذهبیان و بی دینان، مبلغ معنویت منهای شریعت، عامل امریكا و استكبار جهانی و مبلغ مبارزه منفی، جادوگر قرن بیست و یکم، ماهاتما ایلیا،گاندی ثانی، مارتین لوتر، دست نشاندۀ غرب، ملحد، مرتد، بدعت گذار، فاسد، لیدر فرهنگی آمریکا، شیاد و کلاهبردار، مبلغ تنوع گرایی و کثرت گرایی معنوی، دین جدیدی به نام ایلیا ئیزم، مردی که زنها و مردها و کودکان و پیران را افسون می‌کند و دینشان را از آنها می‌گیرد، فاسد کنندۀ اسلام و الفاظ تحریک کنندۀ دیگر، واژه‌هایی بودند که ظاهراً از طرف منابع مستقل اما در واقع از یک نهاد برآیندی که نمایندۀ چهار نهاد بزرگ فرهنگی و امنیتی به نام اختصاری ادارۀ ادیان بود سرچشمه می‌گرفت. در همین زمان یكی از روزنامه‌های بسیار افراطی (احتمالاً‌ بدون اطلاع مدیر مسئول) طی چند نوشته در حملات بسیار تندی (از طرف عوامل اداره ضد ادیان) به استاد ایلیا، سایر مسئولان قضایی و امنیتی را برای برخورد با استاد فراخوان کرد. در آخرین نوشته‌های این نشریه از تشکیل شعبه‌ای ویژه برای رسیدگی به این موضوع خبر داده شد و از مردم دعوت شد که برای هرگونه شکایت از استاد ایلیا «میم» به شعبۀ مربوطه مراجعه کنند اما بعد از گذشت ماهها، از مراجعۀ شاکیان واقعی به دادگاه خبری نبود بنابراین پرونده بدون شاکی و طرح شکایت بسته شد. در همین زمان قرار شد جلسۀ سخنرانی استاد در استادیوم صدهزار نفری آزادی برگزار شود که با مخالفت قاطع نهادهای امنیتی مواجه گردید. برخورد با تعدادی از پیروان استاد و اخراج شاگردان استاد از ادارات دولتی و نیمه دولتی به تدریج آغاز شد. اکثر نشریاتی که توسط شاگردان نزدیک استاد و زیر نظر ایشان اداره می‌شدند یا توقیف شدند یا با مشکلات و محدودیتهای جدید روبرو شدند.
نشریه هنر زندگی متعالی، نشریه حرکت دهندگان، نشریه هنرهای زیستن، و نشریه علوم باطنی دریک چشم به هم زدن تعطیل شدند. جرم نشریات این بود: تحریریه‌ها و نویسندگان این نشریات از شاگردان ایلیا هستند و نشریات زیر نظر او فعالیت می‌كنند. دیگر نشریاتی هم كه در ارتباط با استاد فعالیت داشتند با محدودیت‌های جدید و فوق العاده‌ای مواجه شدند. نشریاتی مانند تفكر متعالی، اخبار كودكانه و علم موفقیت و سایر موسسات انتشاراتی، فرهنگی و هنری نیز با محدودیتهای غیرمعمول روبرو شدند كه عدم فعالیت آنها عملاً اجتناب ناپذیر می‌شد.
کتاب تعالیم حق که جمع آوری قسمتهایی از سخنرانی‌های استاد در سن 23 سالگی (یازده سال پیش) بود به همراه کتابهای همسرشان (رویای راستین، رویای راهستین، باغبان الهی و...) از اكثر کتابفروشی‌ها جمع آوری و توقیف شد. بعضی از فروشندگان از تهدیدات مأمورانی ناشناس برای فروش این کتابها سخن می‌گفتند و دیگر حاضر به فروش آن نبودند.
اکثر NGO‌هایی که توسط شاگردان استاد اداره می‌شدند، NGO‌هایی در زمینه امور فرهنگی، تفكری، هنری، تحقیقات، خیریه، محیط زیست و غیره نیز با موانع لاینحل یا توقیف روبرو شدند. این روش نیز كارگر نشد و مدتی بعد، احضار علنی برخی از نزدیکان استاد به ادارۀ ادیان و تلاش برای اعتراف گرفتن بر علیه استاد شکل شتابنده‌ای به خود گرفت. برخی ازمنازل بدون ارائه هیچ مدرك و حكم قضایی، تفتیش شد تا شاید مدرکی بر علیه استاد فراهم شود. همۀ آثاری که به نحوی با تعالیم استاد ارتباط داشتند یا توسط شاگردان ایشان تألیف شده بودند، با جواب منفی اداره ضد ادیان كه اینك در جایگاه وزارت ارشاد عمل می‌كرد، روبرو شدند.
ظاهراً اداره ضد ادیان بهترین راه حل برخورد با این حقیقت را در بكارگیری ناجوانمردانه ترین و غیرانسانی ترین روش‌های ترور شخصیتی و تخریب همه جانبه چهره فردی و اجتماعی ایلیا كشف می‌كند. دروغ ترین، ناجوانمردانه ترین و سیاه ترین حقه‌ها در جهت تخریب شخصیت استاد و ترور روانی او در سطح پیروان، در اینترنت و دیگر رسانه‌ها، قوی‌تر و پرحجم‌تر می‌شود. این روش، قدیمی ترین حقه منافقان بر علیه بزرگان، در طول تاریخ بوده است. در قرآن، تاریخ و كتب مقدس چنین نمونه‌هایی به وفور یافت می‌شود. و آنها بزرگترین مكر خویش را به كار بردند و مكر آنها نزد خدا (هیچ) است.[1]
مجموعه جوسازی ها، سم پاشی‌ها و تبلیغات سراسر دروغ اداره ضد ادیان و جعل‌ها و اغفالگری‌های آنان باعث شد كه جلادان فرهنگی و كماندوهای القاعده‌ای در تاریخ 7/3/1386 با یورش مغول وار به منزل استاد و به یغما بردن آثار ایشان،‌ او را در حالی كه كودك دوساله اش را در آغوش داشت دستگیر كردند و مورد ضرب و شتم قرار دادند. بر او زنجیر زدند و او را به قصابخانه اندیشه‌ها و قتلگاه آزادی بردند.
از همان روز اول از جانب استاد این پیام از 209 به گوش ما رسید: «برخوردی نکنید. در سکوت به تحلیل و تفکر بپردازید». مدتی بعد، چند تن دیگر ازشاگردان استاد به بهانه‌های مختلف دستگیر شدند. عنوان اولیۀ همۀ این اتهامات «توهین به مقدسات، تبلیغ علیه نظام اسلامی و اقدام بر ضد امنیت ملی» بود و تنها قسمت دوم عناوین کمی با هم فرق می‌کرد. اخبار مربوط به شکنجه‌ها و فشارهای جسمی و روحی استاد روز به روز و از طرق مختلف بیشتر و بیشتر به گوش می‌رسید. فشارهای فوق العاده و دور از باور برای ضبط فیلم اعترافات ساختگی و انكار حقایق، تا به این وسیله حبس و اعدام شاگردان منتفی شود. خونریزی‌ها از ناحیه گوش و بینی، ادرار خونی، تزریقات مشکوک، تهوع‌های رو به ازدیاد و استفراغ خونی، جزئی از گزارش‌های هر روزه‌ای بود كه از طریق برخی از زندانیان امنیتی به بیرون از زندان راه می‌یافت. مقارن با این اخبار در بیرون از زندان اوین بدترین و بی سابقه ترین تبلیغات منفی و ناجوانمردانه ترین روشهای تخریب شخصیت و ترور روانی از طرف ادارۀ ادیان شدت گرفته بود. اقدام همزمان از طریق سایتهای اینترنتی، وبلاگها و مطبوعات. محدودۀ تخریب دیگر فقط شامل استاد نبود. انواع دروغ‌ها و تهمت‌ها در قالب مسائل شخصی، خصوصی و خانوادگی به استاد و بعضی از شاگردان و همسر وی روز به روز بیشتر می‌شد. انواع مسائل بسیار خصوصی، شخصی و خانوادگی افراد، طی احضار آنان به اداره ضد ادیان، طرح می‌شد. به احضارشدگان اطلاعات متناقض و شتابزده‌ای داده می‌شد. مأموران احضاركننده خبر از حكم اعدام به دلیل داشتن اعتقادات غیراسلامی دادند. در جلسات احضار انواع نسبتهای دروغ به استاد داده می‌شد و از احضارشدگان درخواست می‌شد تا این مطالب را در سطح پیروان و در سطح جامعه مطرح كنند. آنها می‌گفتند كه حتی در صورت آزادی موقت، حكومت به استاد اجازۀ سخنرانی نمی‌دهد. او نباید بنویسد و یا با مردم حرف بزند، حق ارتباط داشتن با شاگردانش را ندارد و حق خروج از كشور را هم نخواهد داشت. به تدریج تهدید بر افشای مسائل خانوادگی افراد، و یا تهدید به دستگیری و زندان، بعنوان اهرمی برای فشار آوردن به شاگردان استاد جهت اعتراف سازی و سندسازی در راستای محكوم كردن ایلیا به امری عادی تبدیل شد. انگار قرار بود تهاجم از حیطه افراد به ترور شخصیتی خانواده‌ها هم سرایت کند غافل از آنکه پاسخ هر سلام، علیک است.
ترور شخصیت استاد از طریق جاعلانه ترین و حقه بازانه ترین بولتن‌های ویژه برای برخی از مقامات که مخالف این برخورد بودند، آخرین درها (نمایندگان مجلس، مقامات عالی قوه قضائیه و...) را نیز بروی شاگردان و پیروان استاد بست. اداره ضد ادیان طییك اطلاع رسانی شتابزده و ناشی از وحشتِ آشكار شدن حقایق و بر ملا شدن خطاها و جرایم ماموران خود، از بعضی از مسئولین خواست با شاگردان استاد ملاقات نكنند. البته پیش از زندان و در زمان آزادی هم، ملاقات با استاد گناهی بسیار بزرگتر شمرده می‌شد چون ممکن بود حتی افراد شاخص در سحر کلام و قدرت فهم و شعور او قرار گیرند. در محافل مختلف امنیتی و فرهنگی، استاد ایلیا «میم» بر اثر تبلیغات و تزریقات اداره ضد ادیان بعنوان خطرناک ترین و جنجالی ترین پدیدۀ اجتماعی معرفی می‌شد؛ كسی كه به هر قیمتی باید بی اعتبار و بی آبرو شود تا نفوذ و جذابیت خود را برای مردم و جوانان از دست دهد. آنطوركه بعضی از مسئولین گفتند، استاد فردی بسیار خطرناك برای اسلام و نظام اسلامی معرفی شده بود با تهمتهای عجیب و متعدد.
احضار شاگردان به اداره ضد ادیان شدت گرفت. در این احضارها (که در موقع لزوم گزارشات مکتوب آن منتشر خواهد شد) تلاش می‌شد که با استفاده از انواع روش‌های شستشوی مغزی، جنگ روانی و ترور شخصیتی، ارتباط و علاقۀ افراد نسبت به استاد قطع شود و چهره‌ای دروغین و جعلی از ایشان ارائه گردد. در همین زمان، حرکت دیگری در میان برخی از پیروان استاد شروع شد. حرکتی با محور واکنش آینه‌ای به اداره ضد ادیان، به این ترتیب که هر کاری که با ما بکنید همان کار را با شما انجام می‌دهیم؛ مقابله به مثل با منافقان و ظالمان. بنابراین حرکتی در دفاع و حمایت همه جانبه از استاد ایلیا «میم» آغازشد که روز به روز در حال افزایش است. و نوشتن این متن کوتاه، خود یکی از قدم‌های روشنگرانه و افشاگرانه بر علیه منافقان مسلمان نما و القاعدۀ فرهنگی است که بر عرصه‌های بسیاری از اندیشه و معنویت و فرهنگ سرزمین ما چنگ انداخته است.
از چند ماه پیش اخباری از بخش ویژه 209 به گوش می‌رسد كه استاد تحت انواعی از فشارها و شكنجه‌های جدید قرار دارد تا آنطور كه گفته شده، فیلمی از استاد تهیه شود كه ایشان در آن به محكوم كردن خود بپردازد. ظاهراً این خود محكوم سازی بعنوان یكی از شرایط عدم برخورد شدید اداره ضد ادیان با پیروان و شاگردان استاد و جلوگیری از حبس سنگین و اعدام بعضی از نزدیكان ایشان ذكر شده است. تاكنون گزارش تائید شده‌ای از اجرای قطعی چنین طرح جنایتكارانه و ضد بشری به دست ما نرسیده است اما به دلیل انطباق آن با عملكرد بی رحم ترین و ضد انسانی ترین پلیس مخفی‌های تاریخ یعنی گشتاپو و در زمان امروز، شباهت آن به عملكرد تروریست‌های القاعده در عراق كه هنر آنها در سر بریدن و شكنجه در جلوی دوربین است و مهم‌تر از همه اینكه چنین طرح‌هایی به نام اسلام و قرآن و حكومت اسلامی انجام می‌شود، در صورت تائید این گزارش كه می‌تواند برای همه جهان تكان دهنده باشد، پیروان استاد انصراف خود را از هم دینی با القاعده فرهنگی و تفتیش گران اداره ضد ادیان رسماً و آشكارا اعلام خواهند كرد. در صورت ظلم و ستم و خفقان بیشتر و بسته شدن همۀ راهها، ما مرگ را بر زندگی ذلت بار ترجیح داده و در اعتراض به این ظلم و ستم جنون آمیز...
در حال حاضر نزدیک به چهل اثر از استاد رام الله که برگردان سخنرانی‌های اوست توقیف شده است. تنها اثر منتشر شده مربوط به سخنرانی‌های 23 سالگی (مربوط به یازده سال پیش) استاد می‌باشد (به زودی دیگر آثار استاد نیز منتشر خواهد شد). در کنار این آثار، بیش از دویست پروژه تحقیقاتی که مستقیماً یا با واسطه توسط ایلیا «میم» برنامه ریزی و راهبرد شده است نیز در توقیف قصابان اندیشه و فرهنگ و معنویت قرار دارد.
نویسندگان، سخنرانان، محققان و مدرسانی که همگی مستقیم یا غیرمستقیم توسط استاد آموزش دیده اند،عملاً قادر به بروز توانمندی‌ها و قابلیتهای خویش نیستند زیرا اجازه برگزاری هیچ گونه جلسه‌ای به آنها داده نمی‌شود. صرفا‌ً به جرم‌آنكه این سخنرانان و مدرسان توسط استاد یا زیر نظر ایشان آموزش دیده‌اند و به هر شكل منتسب به او می‌باشند.
امروز ما، جمعیت ال یاسین، بزرگترین جمعیت فرهنگی و معنوی ایران، از همه رهبران و مراجع مسئول و دلسوز می‌خواهیم به ظلم ها، بی عدالتی ها، دروغ ها،‌ جعل ها، به تفتیش عقاید و به اسارت معلم محبوب ما پایان دهند و اجازه ندهند که اینگونه، بدترین و بی سابقه ترین ظلم‌ها و سوء استفاده ها، انجام شود.

جمعی از شاگردان و دوستداران استاد ایلیا «میم»


[1] آيه 46 سوره ابراهيم

نامه سرگشاده جمعیت ال یاسین




نامه سرگشاده جمعیت ال یاسین
در سال 1387

بسم الله الرحمن الرحیم
استاد فتاح معروف به ایلیا «میم» بعد از سالها تهدید و فشار توسط یكی از نهادهای مرموز امنیتی با عنوان اداره ضد ادیان و فِرَق، معروف به اداره ضد ادیان در تاریخ 7/3/1386 دستگیر و به یکی از سلولهای ویژۀ زندان 209 اوین منتقل شد. بعد از شروع تهاجم رسانه‌ای که رأس پیکان آن از طریق اداره ضد ادیان و با واسطه هایی، در یك روزنامۀ افراطی ظاهر شد و بعد از اوج گرفتن این تهاجم روانی در زمستان سال 1385، بالاخره چند ماه بعد و به گفته اداره ضد ادیان، قرار بر این شد كه استاد ایلیا «میم» در زمان مناسب و بدون اطلاع شاگردان و پیروان دستگیر شود. برخی از اتهامات گفته و ناگفتۀ ایلیا، عبارت بودند از بدعت گذاری در دین، مسیحیت گرایی و تبلیغ مسیح، اشاعۀ پلورالیزم و تکثرگرایی معنوی، توطئه بر علیه نظام اسلامی، استحالۀ دینی از طریق تلاش برای پیوند دین اسلام، مسیحیت و یهود، گسترش لیبرالیزم معنوی و اسلام آمریکایی و برخی اتهامات متعارف که در این گونه موارد مطرح می‌شود، مانند: توهین به مقدسات، تبلیغ بر علیه نظام و اقدام بر علیه امنیت ملی از طریق راه اندازی تشکیلات سرّی و مخفیانه و فرقه سازی (ایلیائیسم).
اما در واقع جرم او یک چیز است: مخالفت با اسلام خشونت طلب، مخالفت با دینداری خشن و القاعدۀ فرهنگی؛ اشاعۀ آزادی معنوی و معنویت آزاد (اما در چارچوب قرآن)؛ مخالفت با قرائت دینی منجمد و جمود آور؛ و تفسیر قرآن با دیدگاهی متفاوت. طی پنج ماه گذشته اخبار موثق زیادی از زندان دژخیمان فرهنگی که مسئولیت آن بعهدۀ اداره ضد ادیان است به گوشمان رسیده است. ایلیا در همۀ این ماهها تحت شدیدترین فشارها و شکنجه‌های روحی و روانی برای انکار گذشته، انکار حقایق و انکار کارهای بزرگی که طی پانزده سال گذشته توسط او و حرکت او به وجود آمده، قرار دارد. به توصیۀ استاد پیروان او ماهها سکوت کردند و در خاموشی به تفکر و تأمل پرداختند تا بلکه مسئولین مربوطه، خود به القاعدۀ فرهنگی و طالبان مذهبی ایران پاسخ دهند. اما ماهها گذشت و از واکنش مسئولین خبری نشد. این بی واكنشی به دلیل توجیهات جعلی و تحریفات و سندسازی‌ها و مونتاژهایی بود كه اداره ضد ادیان بر علیه استاد و پیروان او تهیه كرده بودند و به صورت خبرنامه‌ها و بولتن‌های ویژه به مسئولین ارائه می‌دادند. بنابراین از امروز ما خود تصمیم گرفتیم تا متناسب با شرایط روز، به میدان بیاییم. بیش از چند ماه است که بزرگترین اندیشه‌های زندگی بخش و عصارۀ افکار و کلام بزرگان در مسلخ تفتیش گران عقیده و قصابان اندیشه و آزادی و معنویت است. و ما در پاسخ به همۀ این ظلم‌ها از امروز تلاش می‌کنیم تا حقایق را فریادوار برای همۀ جهانیان آشکار کنیم.
ایلیا «میم» از سن شانزده سالگی برآیند تحقیقات، تفکرات و مشاهدات خود را در ارتباط با جنبه‌های باطن گرایی و علوم باطنی در قرآن و کلام خداوند و بنابراین تفسیر معناگرا و باطن محور از کلام خدا، در سطح محدودی از شاگردان عملاً آشکار نمود. این تعالیم عملی و نظری تا سالها بعد در همین سطح محدود جریان داشت تا اینکه در سن 23 سالگی اولین دورۀ عمومیسخنرانی‌های استاد ایلیا «میم» در تهران آغاز شد و با استقبال فوق العاده و گسترده مردم و بویژه جوانان، دانشجویان و اصحاب قلم و فرهنگ و فکر، مواجه گردید. استقبال از سخنرانی‌های استاد به حدی بود که بعد از مدت کوتاهی هیچ یک از سالنهای سخنرانی موجود در تهران گنجایش پذیرش همۀ حاضران را نداشت. به همین دلیل جلسات سخنرانی در زمانهای مختلف از طریق فیلم یا نوار صوتی تکرار می‌شد. طی سالهای بعد و به دلیل اعمال محدودیتهای همه جانبه و فشارهای مختلف اداره ضد ادیان، جلسات سخنرانی کمتر برگزار می‌شد. هر چند روز حملۀ جدیدی از طرف القاعدۀ فرهنگی و طالبان مذهبی که پیوسته خواستار كنترل كامل حوزه‌های دین و فرهنگ برای انواع استفاده‌های ابزاری می‌باشند، صورت می‌گرفت. تا اینکه در یكی از جلسات سخنرانی در استادیوم شهید شیرودی تهران، برای اولین بار تهاجم فیزیکی و آشکاری بر علیه استاد انجام شد که به دلیل موضع گیری و دفاع قدرتمند مردم، نقشۀ دستگیری استاد در این روز با شكست مواجه گردید. بعد از این اتفاق، حجم تهاجم و موج ترور شخصیتی و اجتماعی استاد ایلیا «میم» شکل جدیدی به خود گرفت و با شدت بیشتری در خبرنامه‌های خشونت طلب و طالبانی ظاهر شد. طبق خبر رسمی خبرگزاری فارس، چهار نهاد بزرگ امنیتی و فرهنگی مأمور برخورد با استاد ایلیا «میم»، طرفداران او و كلیه جریانهای معنوی شدند. ساخت برنامه‌های تلویزیونی و القاء پیام‌های انحرافی به مردم، ساخت برنامه‌هایی نظیر میزگرد‌های فرهنگی و بررسی معنویت جدید، انتشار اخبار دروغ در بارۀ استاد در رسانه ها، نسبتهایی مانند مسیحای جدید، دالایی لامای ایران، حلقۀ بعدی اشو راجنیش و کریشنا مورتی، پیامبر غیرمذهبیان و بی دینان، مبلغ معنویت منهای شریعت، عامل امریكا و استكبار جهانی و مبلغ مبارزه منفی، جادوگر قرن بیست و یکم، ماهاتما ایلیا،گاندی ثانی، مارتین لوتر، دست نشاندۀ غرب، ملحد، مرتد، بدعت گذار، فاسد، لیدر فرهنگی آمریکا، شیاد و کلاهبردار، مبلغ تنوع گرایی و کثرت گرایی معنوی، دین جدیدی به نام ایلیا ئیزم، مردی که زنها و مردها و کودکان و پیران را افسون می‌کند و دینشان را از آنها می‌گیرد، فاسد کنندۀ اسلام و الفاظ تحریک کنندۀ دیگر، واژه‌هایی بودند که ظاهراً از طرف منابع مستقل اما در واقع از یک نهاد برآیندی که نمایندۀ چهار نهاد بزرگ فرهنگی و امنیتی به نام اختصاری ادارۀ ادیان بود سرچشمه می‌گرفت. در همین زمان یكی از روزنامه‌های بسیار افراطی (احتمالاً‌ بدون اطلاع مدیر مسئول) طی چند نوشته در حملات بسیار تندی (از طرف عوامل اداره ضد ادیان) به استاد ایلیا، سایر مسئولان قضایی و امنیتی را برای برخورد با استاد فراخوان کرد. در آخرین نوشته‌های این نشریه از تشکیل شعبه‌ای ویژه برای رسیدگی به این موضوع خبر داده شد و از مردم دعوت شد که برای هرگونه شکایت از استاد ایلیا «میم» به شعبۀ مربوطه مراجعه کنند اما بعد از گذشت ماهها، از مراجعۀ شاکیان واقعی به دادگاه خبری نبود بنابراین پرونده بدون شاکی و طرح شکایت بسته شد. در همین زمان قرار شد جلسۀ سخنرانی استاد در استادیوم صدهزار نفری آزادی برگزار شود که با مخالفت قاطع نهادهای امنیتی مواجه گردید. برخورد با تعدادی از پیروان استاد و اخراج شاگردان استاد از ادارات دولتی و نیمه دولتی به تدریج آغاز شد. اکثر نشریاتی که توسط شاگردان نزدیک استاد و زیر نظر ایشان اداره می‌شدند یا توقیف شدند یا با مشکلات و محدودیتهای جدید روبرو شدند.
نشریه هنر زندگی متعالی، نشریه حرکت دهندگان، نشریه هنرهای زیستن، و نشریه علوم باطنی دریک چشم به هم زدن تعطیل شدند. جرم نشریات این بود: تحریریه‌ها و نویسندگان این نشریات از شاگردان ایلیا هستند و نشریات زیر نظر او فعالیت می‌كنند. دیگر نشریاتی هم كه در ارتباط با استاد فعالیت داشتند با محدودیت‌های جدید و فوق العاده‌ای مواجه شدند. نشریاتی مانند تفكر متعالی، اخبار كودكانه و علم موفقیت و سایر موسسات انتشاراتی، فرهنگی و هنری نیز با محدودیتهای غیرمعمول روبرو شدند كه عدم فعالیت آنها عملاً اجتناب ناپذیر می‌شد.
کتاب تعالیم حق که جمع آوری قسمتهایی از سخنرانی‌های استاد در سن 23 سالگی (یازده سال پیش) بود به همراه کتابهای همسرشان (رویای راستین، رویای راهستین، باغبان الهی و...) از اكثر کتابفروشی‌ها جمع آوری و توقیف شد. بعضی از فروشندگان از تهدیدات مأمورانی ناشناس برای فروش این کتابها سخن می‌گفتند و دیگر حاضر به فروش آن نبودند.
اکثر NGO‌هایی که توسط شاگردان استاد اداره می‌شدند، NGO‌هایی در زمینه امور فرهنگی، تفكری، هنری، تحقیقات، خیریه، محیط زیست و غیره نیز با موانع لاینحل یا توقیف روبرو شدند. این روش نیز كارگر نشد و مدتی بعد، احضار علنی برخی از نزدیکان استاد به ادارۀ ادیان و تلاش برای اعتراف گرفتن بر علیه استاد شکل شتابنده‌ای به خود گرفت. برخی ازمنازل بدون ارائه هیچ مدرك و حكم قضایی، تفتیش شد تا شاید مدرکی بر علیه استاد فراهم شود. همۀ آثاری که به نحوی با تعالیم استاد ارتباط داشتند یا توسط شاگردان ایشان تألیف شده بودند، با جواب منفی اداره ضد ادیان كه اینك در جایگاه وزارت ارشاد عمل می‌كرد، روبرو شدند.
ظاهراً اداره ضد ادیان بهترین راه حل برخورد با این حقیقت را در بكارگیری ناجوانمردانه ترین و غیرانسانی ترین روش‌های ترور شخصیتی و تخریب همه جانبه چهره فردی و اجتماعی ایلیا كشف می‌كند. دروغ ترین، ناجوانمردانه ترین و سیاه ترین حقه‌ها در جهت تخریب شخصیت استاد و ترور روانی او در سطح پیروان، در اینترنت و دیگر رسانه‌ها، قوی‌تر و پرحجم‌تر می‌شود. این روش، قدیمی ترین حقه منافقان بر علیه بزرگان، در طول تاریخ بوده است. در قرآن، تاریخ و كتب مقدس چنین نمونه‌هایی به وفور یافت می‌شود. و آنها بزرگترین مكر خویش را به كار بردند و مكر آنها نزد خدا (هیچ) است.[1]
مجموعه جوسازی ها، سم پاشی‌ها و تبلیغات سراسر دروغ اداره ضد ادیان و جعل‌ها و اغفالگری‌های آنان باعث شد كه جلادان فرهنگی و كماندوهای القاعده‌ای در تاریخ 7/3/1386 با یورش مغول وار به منزل استاد و به یغما بردن آثار ایشان،‌ او را در حالی كه كودك دوساله اش را در آغوش داشت دستگیر كردند و مورد ضرب و شتم قرار دادند. بر او زنجیر زدند و او را به قصابخانه اندیشه‌ها و قتلگاه آزادی بردند.
از همان روز اول از جانب استاد این پیام از 209 به گوش ما رسید: «برخوردی نکنید. در سکوت به تحلیل و تفکر بپردازید». مدتی بعد، چند تن دیگر ازشاگردان استاد به بهانه‌های مختلف دستگیر شدند. عنوان اولیۀ همۀ این اتهامات «توهین به مقدسات، تبلیغ علیه نظام اسلامی و اقدام بر ضد امنیت ملی» بود و تنها قسمت دوم عناوین کمی با هم فرق می‌کرد. اخبار مربوط به شکنجه‌ها و فشارهای جسمی و روحی استاد روز به روز و از طرق مختلف بیشتر و بیشتر به گوش می‌رسید. فشارهای فوق العاده و دور از باور برای ضبط فیلم اعترافات ساختگی و انكار حقایق، تا به این وسیله حبس و اعدام شاگردان منتفی شود. خونریزی‌ها از ناحیه گوش و بینی، ادرار خونی، تزریقات مشکوک، تهوع‌های رو به ازدیاد و استفراغ خونی، جزئی از گزارش‌های هر روزه‌ای بود كه از طریق برخی از زندانیان امنیتی به بیرون از زندان راه می‌یافت. مقارن با این اخبار در بیرون از زندان اوین بدترین و بی سابقه ترین تبلیغات منفی و ناجوانمردانه ترین روشهای تخریب شخصیت و ترور روانی از طرف ادارۀ ادیان شدت گرفته بود. اقدام همزمان از طریق سایتهای اینترنتی، وبلاگها و مطبوعات. محدودۀ تخریب دیگر فقط شامل استاد نبود. انواع دروغ‌ها و تهمت‌ها در قالب مسائل شخصی، خصوصی و خانوادگی به استاد و بعضی از شاگردان و همسر وی روز به روز بیشتر می‌شد. انواع مسائل بسیار خصوصی، شخصی و خانوادگی افراد، طی احضار آنان به اداره ضد ادیان، طرح می‌شد. به احضارشدگان اطلاعات متناقض و شتابزده‌ای داده می‌شد. مأموران احضاركننده خبر از حكم اعدام به دلیل داشتن اعتقادات غیراسلامی دادند. در جلسات احضار انواع نسبتهای دروغ به استاد داده می‌شد و از احضارشدگان درخواست می‌شد تا این مطالب را در سطح پیروان و در سطح جامعه مطرح كنند. آنها می‌گفتند كه حتی در صورت آزادی موقت، حكومت به استاد اجازۀ سخنرانی نمی‌دهد. او نباید بنویسد و یا با مردم حرف بزند، حق ارتباط داشتن با شاگردانش را ندارد و حق خروج از كشور را هم نخواهد داشت. به تدریج تهدید بر افشای مسائل خانوادگی افراد، و یا تهدید به دستگیری و زندان، بعنوان اهرمی برای فشار آوردن به شاگردان استاد جهت اعتراف سازی و سندسازی در راستای محكوم كردن ایلیا به امری عادی تبدیل شد. انگار قرار بود تهاجم از حیطه افراد به ترور شخصیتی خانواده‌ها هم سرایت کند غافل از آنکه پاسخ هر سلام، علیک است.
ترور شخصیت استاد از طریق جاعلانه ترین و حقه بازانه ترین بولتن‌های ویژه برای برخی از مقامات که مخالف این برخورد بودند، آخرین درها (نمایندگان مجلس، مقامات عالی قوه قضائیه و...) را نیز بروی شاگردان و پیروان استاد بست. اداره ضد ادیان طییك اطلاع رسانی شتابزده و ناشی از وحشتِ آشكار شدن حقایق و بر ملا شدن خطاها و جرایم ماموران خود، از بعضی از مسئولین خواست با شاگردان استاد ملاقات نكنند. البته پیش از زندان و در زمان آزادی هم، ملاقات با استاد گناهی بسیار بزرگتر شمرده می‌شد چون ممکن بود حتی افراد شاخص در سحر کلام و قدرت فهم و شعور او قرار گیرند. در محافل مختلف امنیتی و فرهنگی، استاد ایلیا «میم» بر اثر تبلیغات و تزریقات اداره ضد ادیان بعنوان خطرناک ترین و جنجالی ترین پدیدۀ اجتماعی معرفی می‌شد؛ كسی كه به هر قیمتی باید بی اعتبار و بی آبرو شود تا نفوذ و جذابیت خود را برای مردم و جوانان از دست دهد. آنطوركه بعضی از مسئولین گفتند، استاد فردی بسیار خطرناك برای اسلام و نظام اسلامی معرفی شده بود با تهمتهای عجیب و متعدد.
احضار شاگردان به اداره ضد ادیان شدت گرفت. در این احضارها (که در موقع لزوم گزارشات مکتوب آن منتشر خواهد شد) تلاش می‌شد که با استفاده از انواع روش‌های شستشوی مغزی، جنگ روانی و ترور شخصیتی، ارتباط و علاقۀ افراد نسبت به استاد قطع شود و چهره‌ای دروغین و جعلی از ایشان ارائه گردد. در همین زمان، حرکت دیگری در میان برخی از پیروان استاد شروع شد. حرکتی با محور واکنش آینه‌ای به اداره ضد ادیان، به این ترتیب که هر کاری که با ما بکنید همان کار را با شما انجام می‌دهیم؛ مقابله به مثل با منافقان و ظالمان. بنابراین حرکتی در دفاع و حمایت همه جانبه از استاد ایلیا «میم» آغازشد که روز به روز در حال افزایش است. و نوشتن این متن کوتاه، خود یکی از قدم‌های روشنگرانه و افشاگرانه بر علیه منافقان مسلمان نما و القاعدۀ فرهنگی است که بر عرصه‌های بسیاری از اندیشه و معنویت و فرهنگ سرزمین ما چنگ انداخته است.
از چند ماه پیش اخباری از بخش ویژه 209 به گوش می‌رسد كه استاد تحت انواعی از فشارها و شكنجه‌های جدید قرار دارد تا آنطور كه گفته شده، فیلمی از استاد تهیه شود كه ایشان در آن به محكوم كردن خود بپردازد. ظاهراً این خود محكوم سازی بعنوان یكی از شرایط عدم برخورد شدید اداره ضد ادیان با پیروان و شاگردان استاد و جلوگیری از حبس سنگین و اعدام بعضی از نزدیكان ایشان ذكر شده است. تاكنون گزارش تائید شده‌ای از اجرای قطعی چنین طرح جنایتكارانه و ضد بشری به دست ما نرسیده است اما به دلیل انطباق آن با عملكرد بی رحم ترین و ضد انسانی ترین پلیس مخفی‌های تاریخ یعنی گشتاپو و در زمان امروز، شباهت آن به عملكرد تروریست‌های القاعده در عراق كه هنر آنها در سر بریدن و شكنجه در جلوی دوربین است و مهم‌تر از همه اینكه چنین طرح‌هایی به نام اسلام و قرآن و حكومت اسلامی انجام می‌شود، در صورت تائید این گزارش كه می‌تواند برای همه جهان تكان دهنده باشد، پیروان استاد انصراف خود را از هم دینی با القاعده فرهنگی و تفتیش گران اداره ضد ادیان رسماً و آشكارا اعلام خواهند كرد. در صورت ظلم و ستم و خفقان بیشتر و بسته شدن همۀ راهها، ما مرگ را بر زندگی ذلت بار ترجیح داده و در اعتراض به این ظلم و ستم جنون آمیز...
در حال حاضر نزدیک به چهل اثر از استاد رام الله که برگردان سخنرانی‌های اوست توقیف شده است. تنها اثر منتشر شده مربوط به سخنرانی‌های 23 سالگی (مربوط به یازده سال پیش) استاد می‌باشد (به زودی دیگر آثار استاد نیز منتشر خواهد شد). در کنار این آثار، بیش از دویست پروژه تحقیقاتی که مستقیماً یا با واسطه توسط ایلیا «میم» برنامه ریزی و راهبرد شده است نیز در توقیف قصابان اندیشه و فرهنگ و معنویت قرار دارد.
نویسندگان، سخنرانان، محققان و مدرسانی که همگی مستقیم یا غیرمستقیم توسط استاد آموزش دیده اند،عملاً قادر به بروز توانمندی‌ها و قابلیتهای خویش نیستند زیرا اجازه برگزاری هیچ گونه جلسه‌ای به آنها داده نمی‌شود. صرفا‌ً به جرم‌آنكه این سخنرانان و مدرسان توسط استاد یا زیر نظر ایشان آموزش دیده‌اند و به هر شكل منتسب به او می‌باشند.
امروز ما، جمعیت ال یاسین، بزرگترین جمعیت فرهنگی و معنوی ایران، از همه رهبران و مراجع مسئول و دلسوز می‌خواهیم به ظلم ها، بی عدالتی ها، دروغ ها،‌ جعل ها، به تفتیش عقاید و به اسارت معلم محبوب ما پایان دهند و اجازه ندهند که اینگونه، بدترین و بی سابقه ترین ظلم‌ها و سوء استفاده ها، انجام شود.

جمعی از شاگردان و دوستداران استاد ایلیا «میم»


[1] آيه 46 سوره ابراهيم

۱۳۹۲ اردیبهشت ۲۸, شنبه

ارتعاش درمانی- تالیف یکی ازشاگردان استاد ایلیا میم رام الله



ارتعاش‌ درماني صنعتي

يكي از شاخه‌هاي ارتعاش‌درماني و انرژي‌درماني، استفاده از دستگاه‌هاي مولد انرژي و ارتعاشي است. اورگان‌درماني، يون‌درماني، ‌صوت‌درماني و هرم‌درماني بعضي از روش‌هاي معمول‌تر ارتعاش‌ درماني صنعتي هستند كه هر يك را به ‌صورت بسيار مختصر توضيح مي‌‌‌دهم.

اورگان‌درماني
به‌زعم مؤسس اين روش، اورگان همان انرژي آغازين است كه هم اكنون نيز همة جهان را احاطه كرده است. با اينحال او ميان اورگان و انرژي الكترومغناطيس تفاوت واضحي قائل مي‌شود. در توجيهات اين شيوة درماني گفته مي‌شود كه انرژي اورگان به اندازة مختلف در چيزها (و بلكه در همه چيز)‌ نفوذ مي‌كند اما سرعت نفوذ آن در چيزهاي مختلف، يكسان نيست. هم‌چنين اين انرژي برخلاف انرژي جنبشي كه از سمت قوي به ضعيف مي‌رود، همواره از سمت ضعيف به قوي حركت مي‌كند. او با ساختن وسيله‌اي مخصوص، توانست انرژي اورگان را در درون دستگاه مذكور، متمركز و درواقع انباشته كند و با كمك يك تيوپ آن را به خارج از دستگاه و به سمت بدن بيمار منتقل نمايد. اورگان‌درماني به خصوص در خنثي‌سازي پرتوهاي اتمي راديواكتيو مؤثر بوده است.

يون‌ درماني
در شرايط آب و هوايي طبيعي، ميان يون‌هاي مفيد و مضري كه در هوا وجود دارند، تعادل برقرار است و همين امر از جمله دلايل بهبود حال و انبساط خاطر افراد در طبيعت و هواي پاك است. درواقع ملكول‌هاي هوا دائماً در حال يونيزه‌شدن مي‌باشند. درحالت طبيعي، اين يونيزه‌شدن در جهت تعادل يون‌هاي مضر و مفيد عمل مي‌كند اما در محيط شهري، به‌دليل وجود منابع نيروي الكتريسته و وجود جريان‌هاي الكتريكي، يونيزاسيون هوا در جهت افزايش يون‌هاي مضر و كاهش يون‌هاي مفيد، صورت مي‌گيرد كه نتيجة آن ممكن است اضطراب، تشويش و ديگر حالت‌هاي عصبي باشد. هم‌چنين دانشمندان بعد از تحقيقات دقيق متوجه شدند كه افزايش يون‌هاي مفيد هوا مي‌تواند تاثيرات قابل توجهي را در كاركرد مغز، وضعيت كلي بدن و حساسيت‌زدايي داشته باشد. آنها بعد از تحقيقات خود اعلام كردند كه يون‌درماني مي‌تواند تاثيرات مهمي را در كنترل درد و حتي سرطان به‌جا بگذارد. بر اين اساس بود كه دستگاه‌هاي توليد يون مفيد (يون منفي) طراحي و ساخته شد.

صوت ‌درماني
كساني‌كه به صوت درماني مشغول‌اند معتقدند كه بيماري‌هاي انسان به‌دليل تغيير در ارتعاشات و فركانس‌هاي طبيعي بدن است. در صوت‌درماني تلاش مي‌شود كه با كمك دستگاه‌ها توليد امواج صوتي و ارسال آن به سمت بدن بيمار، ارتعاشات ناهماهنگ و فركانس‌هاي زائد حذف شده و بدن به ارتعاشات طبيعي خود بازگردد. البته بايد گفت كه استفاده از اصوات طبيعي و موسيقي يكي از روش‌هاي درماني كهن (به‌عنوان مثال يكي از اصول طب كهن يوناني) مي‌باشد كه شايد ريشة تاريخي صوت‌درماني به آنجا بازگردد.

هرم ‌درماني
وقت نوشتن اين متن كوتاه رو به پايان است، بنابراين به‌صورت تلگرافي چگونگي شكل‌گيري هرم‌درماني را مي‌گويم. اگر هنوز هم وقت بود آن را توضيح مي‌دهم: «30 قرن گذشته. جنازة سالم. فرعون رو به راه. وسط هرم. انگار نه انگار. توريست راه به راه. جنازه بيرون. شد از مقبره. اي ايها الناس جنازه گنديد. مهندس پاول زود به خود جنبيد. هرم‌درماني اينطور شد پديد.» هنوز وقت هست. پس شرح داستان: وقتي كاوشگران باستان شناسي توانستند به مقبره يكي از فراعنه وارد شوند جنازة او را كاملا سالم يافتند گويي تازه مرده است. توريست‌ها از همة نقاط جهان براي ديدن جنازه به مصر رفتند و جنازه براي بازديد آنها و آزمايشات باستان‌شناسي از مقبره خارج شد. با خروج جنازه، روند فاسد شدن آن به سرعت ظاهر شد و طي روزهاي بعد، جنازه تقريباً فاسد شد. يكي از دانشمندان اروپايي به نام مهندس پاوليتا با اندازه‌گيري ابعاد هرم به اين كشف رسيد كه ابعاد هرم باعث مي‌شود تا در مركز آن ميداني از انرژي مغناطيسي با تاثير خاص بوجود آيد و بنابراين نتيجه‌گيري شد كه چون فرعون در وسط هرم بوده به‌همين دليل جنازة او فاسد نشده. درواقع هرم‌درماني جديد، براساس اين كشف پديد آمد. با درست شدن هرم‌هايي در ابعاد كوچك (منتهي با همان نسبت‌هاي هرم مقبرة فرعون) و استفاده از آن، به تدريج تاثيرات درماني و نيروبخش به‌كارگيري هرم آشكار شد و هرم درماني صورت رسمي به خود گرفت.
تهيه و تنظيم:‌ پريا

منبع: فصلنامه علوم باطني
شماره 7 و 8 ـ پاييز و زمستان 84

۱۳۹۱ اسفند ۱۳, یکشنبه

حکاکی رویاها یکی از هزاران آموزه استاد ایلیا "میم"- به از روایت شاگردان


بنام حقیقت
 حکاکی رویاها یکی از هزاران آموزه ایلیا
                                                                            
 حکاکی دریافت ها و رویاهای بزرگ یکی از آموزه های فرعی در هنر رویابینی الاهیسم است. خلاصه اش این است که ما رویاهای بزرگی که برای زندگی خود داریم یا رویاهای بزرگی که در عالم رویا دیده ایم بر پیکر زندگی خود حکاکی و نقاشی می کنیم. حکاکی می تواند بر جسم باشد یا بر اشیایی که غالباً با آنها مواجه هستیم. این کاریست برای «ماندگار ساختن یادی که آسمان برای ما فرستاده است ... تا آن را ببینیم و وفادار بمانیم. بخصوص در شرایط تردید و تزلزل. خداوند پایان داستان زندگی یا اوج هایی از آن را به ما نشان می دهد... و تا آنگاه که ضعف و تاریکی ما را فرا می گیرد با نگاه و ایمان به آن، به داستان زندگی مان وفادار بمانیم و آن را زیر پا نگذاریم... اگر قرار است چیزی بر بدنتان بزنید پس رویاهای بزرگ تان را بر بدن تان نقش بزنید. بجای تصاویر مضحک و هیجانی، سرنوشت خود را، دریافت های بزرگتان و جهش های زندگی را بر جسم خود حکاکی کنید. اگر دانسته اید که نظر خداوند چیست و او چه نظری در بارۀ شما دارد همان را بر بدن خود حکاکی کنید. »
حکاکی رویاها یکی از هزاران تعلیم ایلیاست که در بیش از 20 سال گذشته همواره مطرح بوده است. تعلیمی بسیار کهن که قدمت آن به هزاران سال پیش برمی گردد. اما در سالهای گذشته، این سوال هم مثل بسیاری از سوالات دیگر همواره (توسط کسانی که از آموزۀ حکاکی رویاها مطلع بوده اند) مطرح شده که کدام رویایمان را حکاکی کنیم؟هر روز هزاران مرد و زن، پسر و دختر، پیر و جوان و کودک، سوالات خود را از استاد ایلیا می پرسند و یکی از این سوالات بسیار،ممکن است در بارۀ حکاکی رویای بزرگی باشد که دیده اند.
دزدی های اخیر دایره مذاهب اطلاعات
ماهها قبل، از بی بی سی و رسانه های آزاد و افراد حقیقی اعلام شد که سپاه سایبری جمهوری اسلامی ایران به هک کردن پایگاههای اینترنتی آنها همت می گمارد! و با توسل به جعل و دروغ، با فیس بوک ها و وبلاگ ها و اطلاعات شخصی آنها بازی های شیطانی می کند. این عملیات جعل و دروغ با همین مشخصات در بارۀ بعضی از دوستان ما در ایران و بعضی از اعضاء انجمن متفکران و محققان آزاد اعمال می شد که ما در همان زمان بسیاری از نهادهای بین المللی و از جمله اف بی آی و دیگر مراکز مربوطه را در جریان قرار دادیم. 
واقعیت این خبر
آیا واقعاً من این سوال را (مثل هزاران نفر دیگر که روزانه سوالات خود را برای استاد ایلیا می فرستند) فرستاده ام؟ همانطور که قبل از این، سخنگوی استاد ایلیا تصریح کرده اند جواب مثبت است و البته بعد از این هم سوالات خود را بیشتر و بیشتر خواهم فرستاد حتی اگر مثل این مورد پاسخی نگیرم، و حتی اگر دایره مذاهب اطلاعات بیشتر از همیشه دزدی کند و حقه بزند. من عکس هایی از قوها را برای استاد فرستادم اما نهاد روحانی- امنیتی دایره مذاهب طوری القاء می کند که من عکس های خودم را فرستاده ام که بر بدنم نقوشی حکاکی بوده. دایره مذاهب نمی گوید کدام عکس و به قوها هم اشاره ای نمی کند بلکه چیزی را که می خواهد القاء کند می گوید. دایره مذاهب اطلاعات توضیح نمی دهد که هر روز هزاران زن و مرد، زن و شوهر، برادر و خواهر، پدر و مادر و فرزند، حادترین و مهم ترین مسائل زندگی خود را با استاد ایلیا بصورت نامه های ویدئویی مطرح می کنند که مثلاً این سوال من در مقابل آنها، نقطه ای هم به حساب نمی آید. دایره مذاهب اطلاعات نمی گوید که اصل آن آموزه چیست. بلکه سعی می کند با جو سازی و قیل و قال فضا را آشفته و غبارآلود کند. اصل حکاکی، نقش کردن نظر خداوند بر جسم است و منقوش کردن رویاهای بزرگی که خداوند به ما داده است. بر فرض اگر من هم مثل بسیاری در طرح چنین سوالی از آن معلم بزرگ (استاد ایلیا) اشتباه کرده باشم (که چنین نیست و نبوده) دایره مذاهب اطلاعات، این نهاد روحانی- امنیتی نمی گوید که در قرآن و کتاب مقدس، عمل پیروان را ربط به راهبر و معلم نمی دهند. همانطور که بسیاری از پیروان محمد، نوح، موسی و مسیح، زندگی، رفتارها و مسائل خاص خود را داشتند و این بصورت یک قانون در ادیان در آمده است. هر کس مسئول کار و سرنوشت خودش است. وقتی به حضرت نوح می گویند که پیروانت چنین و چنان، می گوید مرا با پیروانم چکار.
وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی به دلیل همین چیزهاست که همواره و مکرراً بعنوان بدنام ترین و دروغگوترین دستگاه امنیتی شناخته شده است. 
کار این دستگاه همانطور که همۀ رسانه های آزاد و خبری نشان داده اند جعل و حقه بازی است...
اما از این نکته که بگذریم ما تلاش می کنیم با استفاده از همین فرصت بدست آمده موج حکاکی رویاها را در ایران هر چه بیشتر فعال و زنده کنیم. این خط و این نشان. امروز هم 25/11/91 است. این را هم بعنوان یک ستاره در دنباله دار مسیحیت گرایی و مسیحی شدن قرار می دهیم. 
نهال باقری سخنگوی انجمن متفکران و محققان آزاد در آمریکا
( یادداشت شماره ۴ )
 

مطالب مرتبط: