۱۳۹۲ آبان ۱۷, جمعه

داستان های الاهیسم




به روایت ال یاسین


این داستان ها شامل مجموعه ای است كه بر اساس رؤیاهای بنیادی و نمادهای اسطوره ای شكل گرفته و هر كدام از داستان ها علاوه بر مفاهیم پایه و مشترك، نظیر تسلیم و خدمت به خداوند، عشق الهی، توجه به خداوند و از خود گذشتگی برای خدا، دارای طیف و دسته ای از تعلیمات اختصاصی می باشد. خواندن عمیق هر یك از داستان ها به فهم تعلیمات خاص و عمومی مستتر در داستان منجر شده و راه ارتباط درونی انسان را هموارتر می كند. درواقع می توان گفت كه هر یك از داستان های الاهیسم حاوی بخش معینی از تعلیمات الاهیسم باطنی است كه البته بصورت فشرده و غالباً از طریق تصاویر رؤیا بیان گردیده است.
بعنوان مثال داستان های رؤیای راستین، رؤیای راهست این و باغبان الهی[1] هر كدام به ترتیب دارای دسته تعلیمات مسافر حق، فدایی حق و مبارز حق است. در داستان رؤیای راستین، موضوع مهاجر بودن روح انسان و هجرتگاه بودن زمین، بصورت نمادین، از طریق داستان قو های مهاجر مورد بحث قرار می گیرد... در باغبان الهی یكی از روش های مبارزه موفق با نفس و مكر های شیطانی به تصویر كشیده می شود...
هر یك از داستان های الاهیسم علاوه بر تعلیمات خاص خود، بیانگر ابعادی از تعلیمات عمومی است و زوایایی از آموزش های عمومی را آشكار می سازد.

برگرفته از کتاب آمین – جلد اول




[1] شرح و تفسير اين داستانها، توسط خانم ها شباب حسامي (پِريا) و نازي حسامي (شيوا) و آقاي اميررضا الماسيان صورت گرفته است. از ديگر آثار منتشره و در دست چاپ خانم شباب حسامي (پِريا) مي توان به كتاب دوازده انجيل و همچنين كتب نوح آموز، اخبار و يافته ها، مقالات باطن گرا، آيين قضاوت، تفاسير بسم الله الرحمن الرحيم، كلمات بزرگان، پيش بيني هاي سياسي و رخدادها، و هوئيم اشاره كرد كه تحت راهبرد و يا توسط ايشان و عمدتاً با همكاري خانمها نازي حسامي (شيوا) و دكتر پريس كي نژاد و در مواردي، برخي اعضاي گروه تحقيقاتي ال ياسين، تهيه شده است.

آمریكا؛ ركورد دار كلمۀ شیطانی



كدام شیطان بزرگ است؟


اِبا (ادارۀ برخورد با ادیان)، همفكران اِبا (اِبائیان) و بطور كلی القاعدۀ فرهنگی و طالبان مذهبی، هر كسی را كه مثل آنها فكر نمی‌كند، هر كسی كه با نفرت و بدخواهی نمی‌اندیشد، هر كسی كه برای دیگران هم حق حیات و اندیشه و آزادی قائل است، هر كسی كه نفرت انگیز و دافع نیست را شیطان و شیطانی می‌نامند.
در شمارش واژه‌های استعمال شده در نشریات طالبان و القاعده‌ای در ایران با یك بررسی ساده متوجه می‌شویم كه كلمۀ شیطان و شیطانی بطور گسترده و مكرر در بارۀ موارد زیر بكار رفته است:
1.     آمریكا؛ ركورد دار كلمۀ شیطانی و شیطان بزرگ آمریكا است. احتمالاً چند میلیون بار این كلمه در مجموعۀ اطلاع رسانی‌ها و خبررسانی‌های خبرگزاری‌هایی كه طالبانی فكر می‌كنند و از دار و دسته طالبان فرهنگی اِبا هستند، تكرار شده است.
2.     روسای جمهور آمریكا (با كلید واژه‌های شیطان، شیطان صفت، فاسد، شیاد، كلاهبردار، حقه باز، دروغگو و...)
3.     روسای جمهور كشورهای اروپایی كه در مقطعی از زمان انتقاداتی نسبت به ایران داشته‌اند و بیش از همه ساركوزی، رئیس جمهوری فرانسه (با كلید واژه‌های شیطان، شیطان صفت، فاسد، شیاد، كلاهبردار، حقه باز، دروغگو و...)
4.     همۀ دگراندیشان داخلی و من جمله اصلاح طلبان، طیف میانه رو، جبهۀ مشاركت و بویژه سعید حجاریان، دكتر سروش، كدیور، اكبر گنجی، علی افشاری، محسن سازگارا
5.     همۀ منتقدین سیاستهای جمهوری اسلامی در خارج از كشور، افرادی مثل دكتر علیرضا نوری زاده
6.     از سال 1386 و از زمان شروع برخورد با معلم بزرگ ایلیا میم رام الله واژه‌های شیطان بزرگ، شیطان، دروغگو، كلاهبردار، فاسد و شیطانی بیش از همگان به ایلیا رام الله و سپس به معلمین معنوی سراسر دنیا، سای بابا، اُشو راجنیش، كریشنا مورتی، دالایی لاما و... تعلق گرفت. حجم استعمال واژۀ شیطان بزرگ و شیطان (در اینترنت، در احضارهای ادارۀ برخورد با ادیان و در محافل مذهبی و فرهنگی طالبانی وابسته به القاعدۀ فرهنگی و اخیراً در برنامه‌ها و میزگردهای تلویزیونی شبانه) در بارۀ ایلیا رام الله به حدی بود كه احتمالاً این واژه (شیطان بزرگ) به تناسب برش زمانی و مكانی، بعد از عیسی مسیح (ع) (كه توسط روحانیون تندروییهود، نسبت به ایشان بیان می‌شد) در بارۀ ایلیا رام الله بكار رفته است.

حالا باید دید شیطان كدام است؟
آمریكا، اروپا، غرب، روسای جمهوری آمریكا و اروپا، سازمان ملل، (به قول افراطیون یهود) عیسای مسیح، یا به قول بخش امنیتی برخورد با ادیان و مذاهب، شیطان و بلكه شیطان بزرگ ایلیا رام الله! و یا آنکه یک چوب به دست گرفته و چهره شیطانی و نفاق آلود خودش را در همه می‌بیند و همه آنها را با همان یک چوب، به یک اسم و یک نسبت و یک جرم، به باد توهین و تخریب گرفته است؟ به راستی چه کسی شیطان است؟

برگرفته از کتاب «وطور سینین»

سوال حامل جواب است



سؤال درباره سؤال


1. چه ارزشی در سوال کردن است که بر آن تأکید می کنید؟
سوال حامل جواب است و با دانستن آن دانستن جواب ممکن می گردد. سوال ذهن را متمرکز می کند و به راهبرد و بستر توجه تبدیل می شود. هر مشکلی حفره هایی دارد که اگر از طریق آن حفره ها به آن وارد شوی می توانی از درون آن به نابودیش که حل آن است اقدام کنی و آن را که مانع  حرکت توست از میان برداری. برای ورود به این حفره ها وسیله ای نیاز داری که آن سوال است. با طرح آن امکان گزینش اطلاعات مورد نظرت و دانستن خودآگاهانه آنچه می خواهی فراهم می شود. با پرسش ، امکان جستجو فراهم است و ذهن خود به خود فعالی می شود.
2. چگونه مشکل به وجود می آید؟
از این نگاه مشکل صورت اولیه مسئله است که ناشی از ابهام و آشفتگی و پیچیدگی است. سؤال، معلوم کردن، نظم بخشی، و قابل حل کردن این آشفتگی است.
3. تعریف سؤال چیست؟
در یک نگاه کنشی است که واکنش آن جواب می باشد. جریانی منفی است و چون در طبیعت این جهان هر چیزی با عکس خودش همراه است و هر سری همسری می طلبد بنابراین به جذب جریان مثبت که همان پاسخ است منجر شده و جریان نه مثبت و نه منفی آگاهی را بوجود می آورد. سؤال نوعی خلأ سازی برای جواب است اما طبیعت خلأ پذیر نیست پس سؤال که آمد جواب هم آمدنی می شود.
4. برای درک بهتر از موضوغ سؤال و تفکر آیا ممکن است مثال بزنید؟
برای استخراج معدن به قصد توانگری باید شرایطی را فراهم کنی. حدس معدن، کشف معدن، اطمینان از کشف، عملیات اکتشاف، استخراج و عرضه محصولات. هر یک از این مراحل نیز شرایط خاص خود را دارد.
برای استخراج ، شما به وسیله ای برای شکافتن زمین و رفتن به درون آن نیازمندید. سؤال مانند آن مته ایست که بوسیله آن زمین را حفر می کنید تا به معدن برسید. مثل نوک دارکوبی است که برای یافتن غذا ناگزیر است بر پیکر درختان بکوبد و حشرات و شیره های گیاهی را از زیر پوست درخت پیدا کند. مثل توری است که می خواهی پرنده ای را با آن صید کنی. لازم است حلقه های این تور و نوع ریسمان آن متناسب با پرنده و شرایط صید باشد و نیز به درستی و به هنگام، پرتاب شود.
5. مهمترین سؤال چیست؟
این مهمترین، برای هر یک از انسانها متفاوت است. آن را باید پیدا کرد و شاید به راحتی هم پیدا نشود. مهمترین، آن سؤالی است که کلیدی ترین تغییر را در آگاهی تو پدید می آورد و مؤثرترین عبور را برایت فراهم می کند. سؤالی که حیاتی ترین چیزی را که اکنون باید بدانی، بر تو آشکار می کند.
6. آیا سؤالی هست که بتواند برای همه، مهمترین محسوب شود؟ سؤالی که در رأس همه سؤالات دیگر باشد؟
«من کیستم» است که مادر سؤالات و مهمترین سؤال برای همه انسانهاست. کسی که پاسخ آن را کشف کرده پاسخ همه سؤالات را یافته است و کسی که پاسخ همه سؤالات را می داند قادر است از همه چیز عبور کند و همه چیز را در اقتدار و اختیار خود داشته باشد.
7. آیا باید به «همه سؤالات» جواب داد؟ ... این یکی از معضلات است.
حتی اگر هم می توانید اما به همه سؤالات یا به سؤالاتی که همه دارند یا به همه سؤالاتی که در شما هست یا به سؤالات همه زندگی تان یا به سؤالاتی که همه از شما دارند یا به همه سؤالاتی که شما از خود دارید یا به همه سؤالاتی که در دل سؤالات است یا به سؤالاتی که همه از خود دارند یا به همه سؤالاتی که ساخته و پرداخته اید یا به سؤالاتی که همه جوابش را می دانند یا به همه سؤالاتی که همه را به انحراف کشانده یا به سؤالاتی که بر پایه فراموشی همه است یا به همه سؤالاتی که یکی را فراموش کرده یا به سؤالاتی که همه اش ابهام است یا به سؤالانی که همه از همدیگر دارند (...) پاسخ ندهید.
بازنویسی یک گفت و شنود با ایلیا «میم»

دین هم مانند انسان است




نشانه ‏های خداپرستان و تسلیم ‏شدگان
«دین هم مانند انسان است. فقط جسم نیست. روح و جان هم دارد. اما دین و دینداری در این عصر و برای اكثر انسانها مانند لاشه‏ ای بی‏جان و تهی از روح است. لاشه‏ای كه هر روز بر گندیدگی و فرسودگی‏ اش افزوده می‏شود. دین امروزی به پوست و ظاهر محدود شده و در اكثر دینداران، باطناً مرده است و دارنده خود را مردار ساخته. روح و جان دین، عشق و ایمان الهیست. حضور الهی و تجربه ارتباط زنده و پاسخ‏ دهنده با خداست. زنده ‏پرستی و تسلیم یكی بودن است. خدای زنده پاسخ می‏دهد. زنده اگر خوانده شود پاسخ می‏دهد و خدای زنده اگر پاسخ ندهد از آنست كه پرستیده نشده... خداپرستان و تسلیم ‏شدگان نشانه ‏ها دارند و خداپرستی به اسم و ادعا و میراث نیست.
دعایشان پاسخ داده می‏شود، به هنگام توكل كارگزاری می‏شوند، از حیات الهی زنده شده‏ اند و مرده نیستند و در قلبهایشان آرامش و اطمینان موج می‏زند. در برابر خداوند تسلیم‏ اند و به اندازه تسلیم خود، خداوند سرنوشت و زندگی را تسلیم آنان گردانیده است. تسلیم ‏شدگان، خدمتگزار خداوند هستند... از دوری خداوند می‏ترسند و این تنها ترس آنهاست. نرم و انعطاف‏ پذیرند زیرا لطیف‏ ترین را، بی‏كران را می‏ پرستند. نگاه آنان یكی را می‏ بیند و یكسان می‏ بیند و تنها بسوی خداوند نظر دارند... حقوق دیگران را رعایت می‏كنند و به عدالت رفتار می‏ نمایند. به راستی و درستی عمل می‏كنند و از دروغ دوری گرفته ‏اند. در حضور خداوند مانند كودكان‏ اند و چون خداوند، بخشنده و مهربان. تكبر در آنان نیست، متواضع ‏اند و برتری‏ جویی نمی‏كنند. اهل توكل‏ انتظار توكل او را واقعیت بخشیده ‏اند. توجه‏شان به سوی خداست و یاد خدا و نام خدا زندگی‏شان را پر كرده است. خداوند آنان را حمایت می‏كند و به وقت لزوم پشتیبانی خود را از آنها اعلام می‏ نماید.
 اینها از نشانه‏ های تسلیم‏ شدگان خداپرست است. كسانی كه می‏روند تا با خالق خود...»

برگرفته از كتاب تعالیم حق (الاهیسم - جلد دوم) ـ اثر ایلیا «میم»
                                             

۱۳۹۲ آبان ۸, چهارشنبه

هنر خدمت به انسان ها



قالب های انتقال
انواع هنر، آموزش علوم مختلف، ورزش، فعالیت های اقتصادی، فرهنگی، تبلیغی (...) حرفه های گوناگون، نویسندگی و ترجمه، فیلم سازی، سخنرانی، تفكر و بسیاری از قالب های دیگر، قالب هائی برای انتشار عشق به خداوند محسوبمیشوند.
از هر طریق مناسب و به واسطة هر قالبی می بایستحضور الهی را منتقل كنیم و فزونی بخشیم: با كلام، حركات، اندیشه ها رفتار و حالات خود، با فعالیت و حرفة خود، با روابط و تماس های خود، می بایست عشق به خداوند را منتشر كنیم. 

هر كس چیزی برای ارائه، بیان و تعلیم دارد. لازم است از آن در جهت گسترش حضورالهی استفاده كند.
همۀ پیروان حق نسبت به حل مسائل و مشکلات یکدیگر مسئولند. البته مسائلی که مانعی بر سر راه سیر الهی است.

برگرفته از تعالیم حق - جلد اول